تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 79

مساهمون:

ص٧٩
براى هر خروار 7 قران بدولت مركزى مىپرداخت كه مبلغى معادل 12000 تومان يا 2400 پوند مىشد . پرداخت اين مبلغ الزامى بود و هيچگونه ربطى به اين نداشت كه وضع محصول و برداشت آن در سال چگونه بوده است . اين واقعيت كه قيمت تعيين‌شده از طرف دولت براى غله بسيار نازل بود خود نشان مىدهد كه در سيستان تا حدى قيمت اين محصولات پايين است . البته نرخى را كه دولت تعيين مىكند نمايانگر قيمت واقعى و بهاى غله در بازار نيست و به مراتب از آن كمتر است . به عنوان مثال گندم در خراسان هر خروار 50 تومان خريد و فروش مىشود حال آنكه قيمت تعيين‌شده از طرف دولت 25 تومان براى هر خروار است . اين اختلاف قيمت به نفع والى است . وى از طريق به فروش رساندن محصولات در بازار آزاد ، هر سال مبلغ هنگفتى بدست مىآورد . علاوه بر اين 24000 خروار غله ، مبلغى برابر با 2600 تومان نيز بطور نقدى پرداخت مىگرديد كه رقم اخير مربوط به ماليات وضع شده بر دامها بود . براى مثال براى هر 20 رأس گوسفند يك قران و هر 100 رأس گاو 5 / 2 قران بايد پرداخت مىشد . براى گاوهاى نر مالياتى گرفته نمىشد و جالب اين بود كه كشاورزان كوچك اصلا گاو نر نداشتند و براى زير و رو كردن زمين‌هاى خود مجبور بودند تا آنها را از مالدارها در برابر وجهى به عاريه بگيرند . كشاورزان و مردم سيستان بخاطر بدهىهاى زياد خود به اين مالدارها بابت كرايهء گاوها و همچنين به كدخداها بابت پيش‌خريد غلات آنان كلا وضعيت بسيار بد و تأسف بارى داشتند . فكر نمىكنم آدمهايى بدبخت‌تر و بىچيزتر از اينها در تمام عمر ديده باشم . در سيستان هركسى صاحب زمين نبود . تمام زمين‌ها و آبها به دولت تعلق داشت و بابت در اختيار قرار دادن آن به كشاورزان ساليانه 3 / 1 محصول آنها گرفته مىشد با اين حساب آنچه از طرف دولت 24000 خروار تعيين شده بود در واقع به 72000 خروار و يا حتى 85000 خروار مىرسيد . پانصد سوار سيستانى در ناحيه بودند كه مالياتى پرداخت نمىكردند و در ازاى آن هريك زمينى را شخم مىزدند كه محصول آن بطور متوسط 18 خروار غله بود . از كل محصول برداشت شده به نظر مىرسيد كه در بازار داخلى نيمى به مصرف رسيده و ما بقى صادر مىگرديد . تا وقتى آنجا بوديم ، شاهد بودم كه 80000 بار شتر غله از سيستان به بيرون فرستاده شد . در اينجا فهرستى از بهاى غلات و اقلامى چند از اجناس ديگر را متذكر مىشوم :