در 184 ميلى به امير چاه « 1 » و در 134 ميلى به كوه ملك سياه پست مرزى انگليس مىرسيد ، و كلا از 24 قطعهء 21 ميلى تشكيل مىشد . در تمام طول اين راه چاههاى آبزده شده و پستهاى نگهبانى براى كنترل رفتوآمد كاروانها و حفاظت از آنها ايجاد شده بود .
در حال حاضر سفر كردن از اين مسير به راحتى و باامنيت انجام مىگيرد چيزى كه در گذشته اصلا امكان نداشت . اين قطعه كويرى راه سختترين قسمت آن است . كل فاصلهء كويته تا مشهد 1092 ميل يا 54 قطعهء 4 / 1 20 است كه مىتوان آن را با فاصلهء بندرعباس تا مشهد كه 966 ميل يا 46 قطعه 21 ميلى است مقايسه كرد . با اينهمه انتخاب مسير اول باعث مىگردد تا تجار مدت زيادى را معطل بارگيرى و حمل كالا از كراچى به بندرعباس نشده و هزينهء قابل ملاحظهاى را از اين طريق صرفهجويى كنند . مزيت ديگر اين مسير اين است كه در كويته مىتوان شتر براى ادامهء سفر تا مشهد كرايه كرد . بدين ترتيب اين امكان هست كه اجناس خيلى سريعتر و راحتتر به مقصد حمل گردد . چون از طريق بندرعباس وسيلهء حمل و نقل در بهترين فصل سال خيلى كمياب است و فقط براى يك بار در اين مسير مىتوان از شتر استفاده كرد . كالا دست به دست توسط واسطهها منتقل مىشود و بدينترتيب ممكن است ماهها طول بكشد تا به مشهد برسد . اكنون كه اين مسير قسمتى ناشناخته از بلوچستان را دربرگرفته است به نظر مىرسد روزبهروز بيشتر مورد توجه قرار گرفته و كاروانها از آن رفتوآمد كنند .
در سال 1894 م . وضع بسيار متفاوت بود . ميسى در شروع سفر اطلاع چندانى از منزلگاههاى بين راه نداشت و مجبور بود تا چند نفر از افراد محلى را به عنوان راهنما به كار بگيرد و به آنها اعتماد كند و اميدى به فراهم كردن لوازم خود در بين راه نداشته باشد . يعنى آماده و مجهز به راه بيفتد . در حال حاضر امكانات در پستها فراهم آمده است . تهيه آذوقهء مورد نياز در طول راه مسئله مهمى براى ما بود . نزديكترين محل براى اين منظور دهكدهء ورمال « 2 » بود كه تقريبا يكصد خانوار جمعيت داشت و در هفت ميلى ما قرار گرفته بود . در يازدهم فوريه در سه كوهه اردو زديم . اين ناحيه جنوبىترين منطقهء سيستان بوده و گروهى در آن زندگى مىكردند . من و ميسى مجبور بوديم تا هرچه را كه نياز داريم در اينجا تهيه كنيم . براى حمل جو و علوفه براى خوراك اسبها نتوانستيم كيسه پيدا كنيم . لذا از پارچهء بعضى از چادرها براى اين منظور استفاده كرديم . براى تهيهء نان مورد نياز خود تمام نيروى دهكده را به كار گرفتيم و به همّت نمايندهء حشمت الملك كه با ما بود توانستيم تعدادى شتر
هامش
( 1 ) -Amirchah( 2 ) - جزء دهات زابل ضبط شده است . ص 486 فرهنگ آباديهاى ايران .