زمينهاى واقع در جنوب دو هامون سرزمينى پوشيده از نى است كه به آن نيزار مىگويند و با طغيان درياچهها به زير آب مىرود . از نصيرآباد كه خارج شديم چندين ميل نيزار خشك را زير پا گذاشتيم تا به آب رسيديم . همانطور كه قبلا نيز گفتم در ورود به نصيرآباد از طريق بندان نيز از زمينهاى خشك عبور كرده بوديم . اين سال يكى از خشكترين سالهاى اين منطقه به حساب مىآيد .
براى پيمودن آن تكه از راه كه در زير آب قرار داشت . ناچار شديم از صيادان كمك بگيريم . چادرها ، اثاثيه ، حيوانات و افراد با كلكها عبور داده شدند . بخاطر آنكه سال خشكى بود و آب زمينهاى زيادى را نپوشانده بود صيادان نتوانسته بودند پول خوبى را از اين طريق بدست آورند و تعداد آنها به مراتب كمتر شده بود . در روزهاى طغيان آب براى هربار سفر با توتين دو قران دريافت مىكردند كه اين مقدار با آنچه از راه صيد ماهى و شكار مرغابى بدست مىآوردند اصلا قابل مقايسه نبود . براى مثال تركمنها پانزده ماهى بزرگ را به يك قران از آنها خريدارى نمودند يعنى سه ماهى به يك پنى . كلكهايى كه به دست اين صيادان ساخته مىشود بسيار جالب است دستههاى نى با مهارت خاصى به يكديگر بسته شده و قايق كوچك و خوبى را تشكيل مىدهد كه به راحتى به آب افتاده و مورد استفاده قرار مىگيرد . نقص بزرگى كه شكار كردن با اين كلكها دربرداشت اين بود كه اكثر مرغها بعد از اصابت گلوله به آبهاى كمعمق مىافتادند كه كلك نمىتوانست به آنجا راه يابد . در منطقهاى بنام پوزهء دراز « 1 » در شش مايلى غرب تيشاكانى عمق آب به حدى كم بود كه اصلا نمىتوانستيم به آن وارد شويم و به شكار بپردازيم . تعداد زيادى مرغابى در آبهاى كمعمق ديده مىشدند كه ما قادر نبوديم به آنها نزديك شويم . در حوضچههاى آب در نيزار مرغهايى به رنگهاى سياه و آبى و همچنين اردك رودخانهاى و مرغابيهاى كوچك با دمهاى برجسته كوچك كه تا آنوقت هرگز نديده بودم بوفور يافت مىشد . امّا تعداد مرغابىهاى خوب بسيار كم بود .
در بازگشت به نصيرآباد بارش باران آغاز شد . به زودى تمام ناحيهء را آب فراگرفت و شترهايى كه بر پشت خود چادرها را حمل كرده بودند نتوانستند از نهرهاى متعدد عبور كنند .
لذا متوقف شديم . كارى از ما ساخته نبود . مجبور بوديم كه صبر پيشه كنيم و منتظر بمانيم .
در مورد درآمد منطقه به پرس و جو برخاستم . معلوم شد كلا چيزى حدود 24000 خروار ( هر خروار معادل 649 پوند ) در سال است . از اين مقدار حدود 6850 خروار براى مصرف سربازان و مقامات دولتى در ناحيه تعلق مىگرفت . براى ما بقى ، حشمت الملك
هامش
( 1 ) -Puza - i - Daraz