روز بعد بلافاصله بعد از صرف صبحانه به راه افتاديم و ديديم كه چگونه شكارچىهاى سيستان كه به آنها صياد گفته مىشود با گذاشتن تور مرغهاى وحشى را صيد مىكنند . در حوضچههاى آب ، نىهاى خشك يكى بعد از ديگرى به صف در گل قرار داده مىشوند كه يك راه آبى را تشكيل مىدهد و مرغابىها كه مشغول شنا كردناند اين خط آبى را دنبال مىكنند تا اينكه به تور مىرسند . تور در وسط و دو طرف محكم شده است بدينترتيب كه چوبهاى بلندى در زمين قرار داده مىشود و يك در ميان به طرفين خم مىگردد و در بين آنها تور قرار داده مىشود ، صياد در فاصلهاى دور بطورى كه ديده نمىشود مىنشيند ، و زمانيكه مرغابيها وارد تور مىشوند با كشيدن طنابى چوبها را بلند كرده به يكديگر نزديك مىكند در نتيجه لبههاى تور بهم رسيده و مسدود مىگردد و مرغابىها در درون تور محصور مىشوند . بعد از اينكه از تور بيرون آورده شدند بالهاى آنها را از پشت بهم مىبندند و بر پاى آنها نيز بندى قرار مىدهند و سپس آنها را براى فروش به شهر مىآورند كه در آنجا ده يا دوازده مرغابى از انواع معمولى آنها به قيمت يك قران يعنى هر يكى نيم پنى به فروش مىرسد .
سردستهء اين صيادها كه ارباب على و ارباب محمد نام داشتند گفتند كه قبيلهء آنها از يكصد تا يكصد و پنجاه خانوار تشكيل شده است كه همگى از شكار آن هم به روش توراندازى زندگى مىكنند . اين مردم به گروههاى هفت ، هشت خانوارى بنام محله يا گروه تقسيم شده بودند كه هريك نيز در گوشهاى از هامون به صيد اشتغال داشتند .
اين مردم در زمستان به شكار مرغابى وحشى و در تابستان به صيد ماهى مىپرداختند و آنها در سال مالياتى برابر با چند قران بخاطر اجارهء توراندازى و شكار مىپرداختند .
در گذشته زمانيكه تمام نيزار در زير آب بوده و قافله و مسافران قادر نبودند تا از آن بگذرند ، اين مردم با كمك در عبور آنان از روى آب توسط توتين مبلغى پول براى گذران زندگى خود بدست مىآوردند . آنها در ساحل جنوبى هامون تا آنجا كه آب بر روى خشكى و نيزار پيش رفته بود به فعاليت مشغول بودند اما هيچگاه بر روى رودخانه كار نمىكردند .
با نگاهى به نقشه ديده مىشود كه در شرق سيستان ايران ، رودخانهء هيرمند از جنوب به شمال در جريان است و به هامون و يا درياچههاى واقع در شمال آن مىريزد . زمانيكه برفهاى كوهها آب مىشود اين رودخانه پر آب مىگردد درياچهها را نيز به طغيان وامىدارد . آب اضافى اين درياچهها در قسمت غربى سيستان از شمال به جنوب به جريان مىافتد و در ناحيهاى بنام گودزره كه درياچهاى واقع در قسمت جنوبى است مىريزد .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 77
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٧٧