به افغانها در ناحيهء پنجده در مارس 1885 م . بر عهده داشت ، هماكنون به عنوان فرماندهء هنگ پانزدهم در تفليس خدمت مىكرد در درشكهاى بدنبال من آمد .
در جمع ده نفرى ما ژنرال زلينوى « 1 » كه من و كلنل پيكوك او را آخرين بار در مارس 1888 م . در تفليس ملاقات كرده بوديم نيز حضور داشت . همانند روز قبل محور صحبتهاى ما را ايام گذشته و رقابت بر سر تيره « 2 » تشكيل مىداد كه افسران روسى در آن زمان خود را زياد به اين مسئله علاقمند نشان مىدادند . آنها اقدامات ما را در تيره با آنچه كه خود در سالهاى پيش در قفقاز مرتكب شده بودند سنجيده و مىگفتند كه مدت زمانى طول كشيد تا ژنرالهايشان توانستند به اشتباهات خود پى ببرند و آن را جبران كنند .
از آنها پرسيدم آيا در مورد جنگهاى قفقاز و تسخير اين منطقه كتابى نوشته شده ، تا با مطالعهء آن بتوان با شيوههاى جنگى ژنرالهاى مختلف آشنا شد و آنها را با يكديگر مقايسه نمود . جوابشان در اين خصوص منفى بود . آنها مىگفتند كه 60 سال طول كشيد تا توانستند قفقاز را تصرف كنند و باور نمىكردند كه ما علىرغم وسايل و تجهيزاتى كه در اختيار داريم بتوانيم تيره را در ظرف مدت 6 ماه تسخير كنيم . اين مسألهاى بود كه افسران روسى تماما بر روى آن اتفاق نظر داشتند . صحبتهاى آنها با نشان دادن مدارك و عكسهايى توأم بود كه نحوه عمل آنها را برعكس آنچه ما انجام داده بوديم ، نشان مىداد .
براى مثال عكسى را به من نشان دادند كه در آن تعدادى قاطر در حال حمل بار ديده مىشدند و سپس گفتند : « به آن جعبهها كه بر پشت قاطرهاست نگاه كن ، و بگو آنها چيست ؟ » راحت جواب دادم كه آنها چيزى جز گوشت كنسروشده نيستند . آنها با تعجب تكرار كردند « گوشت كنسرو ! » و بعد افزودند كه « ما قفقاز را با بيسكويت آن هم با جيرهاى بسيار اندك تسخير كرديم . » واقعيت هم اين است كه آنچه را آنها مىگفتند صحت داشت .
مسئله ديگرى كه به نظر مىرسيد در آسياى مركزى بسيار حاد و مورد توجه باشد تقسيم افغانستان بين دو كشور روس و انگليس بود . خيلى جالب است كه هر افسر روسى كه دهان باز مىكند مشتاقانه به اين مسئله اشاره مىكند . آنها فراموش كرده بودند كه انگلستان متعهد است تا يكپارچگى و تماميت ارضى افغانستان را تأمين كند و بىشك تا زمانى كه امير نيز نسبت به تعهدات خود پايبند بماند انگليسىها نيز از همين سياست پشتيبانى خواهند كرد .
ظاهرا روسها گمان مىكنند كه اگر تركستان افغان را تا كوههاى هندوكش
هامش
( 1 ) -General Zelenoy.
( 2 ) -Tirah.