روى آتش بگيرم . روز بعد برفها شروع به آب شدن كردند و راه بدتر از پيش شد . به سختى در اين راه پيش رفتيم تا اينكه حوالى ظهر به قوچان رسيديم . ناهار را در يكى از كاروانسراهاى آن محل صرف كردم و در اينجا بود كه با چند نفر از بزرگان ارامنه كه اهل ايروان بودند ديدار كردم . آنها در اين شهر سكونت داشتند و به فعاليتهاى تجارى مشغول بودند .
در اصطبلهايى كه كنار اتاق ما قرار داشت تعدادى از ملقانهاى « 1 » روس از ناحيهء مرزى گودان سكونت داشتند . واگنهاى آنها كه بار پنبه و پوست داشت بيرون قرار داشتند ، و مردان همراه با اسبهايشان در انتظار بودند تا هوا بهتر شود و بتوانند به راه خود ادامه دهند .
جالب بود ، اينها قيافهاى اروپايى ، كلاهى روسى بر سر و لباس و حركاتى همچون دهاتىهاى ايران داشتند . آنها دوشادوش ايرانيها و بدون اينكه احساس كوچكترين برترى داشته باشند ، در بين عشقآباد و مشهد با دستمزدى ثابت و از قبل تعيينشده در حال رفت و آمد بودند . ايرانيها نيز آنها را روس خطاب نمىكردند بلكه فقط به آنها ملقان مىگفتند و تصور مىكردند كه آنها از نژاد ديگرى غير از روس هستند و با آنها نيز بسيار خودى و مهربان بودند . ملقانها نيز اصولا با ايرانىها و تركها روابط خوب و صميمانهاى داشتند .
بعد از اينكه از آنها جدا شديم در مسيرى گلآلود و برفى 8 ميل پيموديم تا به زوباران رسيديم و شب را بيتوته كرديم . برف سنگينى باريده بود . روز بعد 16 ميل راه تا امامقلى را در 7 ساعت پيموديم .
وقتى كه به گودان رسيديم . سروان ليفكين « 2 » در انتظار ما به سر مىبرد . او به عنوان نمايندهء سياسى در ماوراء خزر زير نظر م . كلم خدمت مىكرد . خود م . كلم همراه با ژنرال كورو پاتكين به پطرزبورگ رفته بود . سروان ، سى و دو ميل از راه را كه تا عشقآباد باقى مانده بود مرا همراهى كرد .
در نيمه راه به استراحتگاهى رسيديم . در اينجا ناهار را صرف كرده و اسبها را تعويض نموديم . خانوادهء روسى كه در اين استراحتگاه بسر مىبردند ، درست همان وظايفى را انجام مىدادند كه يك چاپارخانهدار « 3 » در هندوستان برايمان انجام مىداد . به عشقآباد كه رسيدم خود را بار ديگر در مرزهاى اروپا احساس كردم . سروان ليفكين ابتدا در هتلى برايم جا گرفت و سپس دو ايستگاه نيز به بدرقهء من آمد . يك واگن مخصوص در قطار برايم تهيه شده بود . اين نشانهء ديگرى از وظيفهشناسى و حسن رفتار روسها با مهمانان
هامش
( 1 ) -Molokon( 2 ) -Capitain Liffkine( 3 ) -Dak Bungalow Khausamah.