افغانها سعى كردند تا با خريدن قطعهاى از اين سنگها يادگارى از اين سفر با خود همراه داشته باشند . تعدادى از آنها هم كه از اين سنگها خريدارى كرده بودند از اين بابت بسيار خوشحال به نظر مىرسيدند . يكهفته كه گذشت كمكم از ميزان شادى آنها نيز كاسته شد .
سنگها كه رنگ آبى لاجوردى داشتند بتدريج تغيير كرده و رنگشان به سبز كمرنگ و بدى مبدل گشت . حالا خود دستاندركاران چگونه اين سنگها را عمل مىآورند كه تغيير رنگ ندهند خود معمايى است . بطور كلى در ايران اصلا نبايد سنگ فيروزه خريد مگر حد اقل يكهفته آن را تحت نظر داشت و مطمئن شد كه رنگ آن ثابت است و ديگر تغيير نخواهد كرد .
دو دهكدهاى كه در ناحيه معدن واقع هستند و معدنچيان در آنها سكونت دارند با ذكر بالا و پايين از يكديگر تفكيك مىشوند . از نظر حكومت ايران معدن نه تنها به اين دو دهكده بلكه به نواحى اطراف آنها كه تقريبا 13 دهكده ديگر را نيز شامل است اطلاق مىشود . اين ناحيه چهل ميل مربع مساحت دارد و در آن نزديك به 1500 خانوار زندگى مىكنند .
علاوه بر معادن فيروزهاى كه به ذكر آنها پرداختيم ، معادن نمك ، سرب و سنگ آسياب نيز در اين ناحيه وجود دارد . معادن سرب و سنگ آسياب در تپههاى باتو « 1 » واقع در جنوب قرار دارند . اما ظاهرا براى پيمانگاران فعاليت در آنها چندان استفادهاى ندارد و عملياتى در حال حاضر در آنها صورت نمىگيرد . معدن نمك در چهار ميلى شرق قرار گرفته است و از طرف مقاطعهكاران در ازاء 250 تومان در سال اجاره داده شده است . موقعى كه بجانب معدن در حركت بودم به آن برخوردم و آن را غار بزرگى يافتم كه مستقيم به داخل تپهاى از صخرهاى نمك پيش مىرفت . در دهانهء تونل فقط 6 يا 9 متر خاك بر روى صخرهها قرار گرفته بود و بدينترتيب در اين قسمت به ايجاد هيچگونه مهارى براى جلوگيرى از ريزش نياز نبود . سنگهاى نمك بسيار سفيد و به رنگ روشن بودند و بيشتر به نظر مىرسيدند كه به حالت بلور باشند و آنقدر سخت و مقاوم بودند كه خود سقف تونل را تشكيل مىدادند .
سنگهاى نمك را همانند صخرههاى ديگر به كمك باروت منفجر مىكردند و فقط تنها احتياطى كه به عمل مىآوردند اين بود كه در نزديكى محلهايى كه كوه ريزش داشت يا هر دليل ديگرى آب نفوذ كرده بود به كار مشغول نمىشدند . هر وقت كه به صخرهاى نرم يا خيس برمىخوردند بلافاصله از آن محل دور مىشدند تا مبادا آن قسمت ريزش كند و آنها در معرض آسيب قرار بگيرند .
هامش
( 1 ) -Batou.