افراد در دو گروه به ترتيب از 9 صبح تا 3 بعد از ظهر و از 3 بعد از ظهر تا 9 شب به كار مشغول هستند .
افراد هر گروه كارى عبارتند از : 1 - ضابط يا ناظر با دستمزد 3 قران در روز .
2 - استاد ياسر كارگر با دستمزد 5 / 1 تا 2 قرآن در روز . 3 - عمله يا باربر با دستمزد 1 قرآن در روز . 4 - فعله يا پسربچه با دستمزد 2 / 1 تا 4 / 3 قرآن در روز تشكيل مىدهند .
ضابط يا ناظر ، كار سه يا چهار سركارگر را زير نظر داشته و سنگها را جمع مىكند . سركارگر در صخرهها حفارى كرده و پيش مىرود . باربر سنگهاى كندهشده را به بيرون از معدن منتقل مىنمايد . پسربچهها نيز سنگها را خرد كرده و قطعاتى را كه رنگى هستند جدا مىكنند . سرانجام ناظرها از ميان اين قطعات تفكيكشده اخير تعدادى را انتخاب كرده و كنار مىگذارد .
بطور كلى در هريك از اين سه معدن ، سه ناظر ، دوازده سركارگر و سى و هفت باربر به كار مشغولند . تمامى اين افراد در زير نظر يك سرناظر وظايف خود را انجام مىدهند .
اين شخص در ماه 10 تومان به عنوان دستمزد دريافت مىكند . حساب و كتابها توسط دو ميرزا يا منشى نگهدارى مىشود كه اينان نيز ماهانه 10 تومان دستمزد مىگيرند . دو سوار نيز كه هريك 6 تومان در ماه دريافت مىكنند سنگهاى جمعآورىشده در 6 روز كارى هفتهء از شنبه تا پنجشنبه را در كيفهايى چرمى لاك و مهرشده به مشهد حمل كرده و به پيمانكار تحويل مىدهند . در آنجا اين سنگها انتخاب و صيقل شده و براى فروش آماده مىگردند .
مقاطعهكار علاوه بر دستمزد گروههاى كارى ، و هزينه مربوط به لوازم و مواد مورد نياز از قبيل باروت ، روغن ، و غيره كه بالغ به 120 تومان در هفته است ، يك گارد 50 نفرى را نيز با دستمزد هر نفر 5 / 7 قرآن در ماه مستقر مىسازد .
مقدار سنگى كه از اين معادن استخراج مىگردد زياد و قابل ملاحظه است . اما بابت همهء اين سنگها كه از اين سه معدن خارج مىگردد ، فقط 300 تا 400 تومان عايد مىگردد و كل درآمد مربوط به سال 97 - 1896 م . به 19000 تومان رسيده است . علاوه بر آنچه كه از استخراج فيروزه عايد مقاطعهكاران مىگرديد . آنان مبلغ 8000 تومان نيز كه مربوط به ماليات 400 معدنچى ساكن اين دو دهكده و 750 تومان ديگر بابت ساكنان ديگر آنها و همچنين اجارهء معدنىهايى كه به معدنچيان آزاد واگذار نموده بودند ، از آن خود مىساختند .
علاوه بر معدنهايى كه در دامنهء تپهها قرار داشته و به شرح آنها پرداختم ، سنگهاى فيروزه همچنين در خاك نيز يافت مىگرديد كه البته نوع اخير بخاطر سالم بودن
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 381
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٨١