و به غير از تفنگهاى پوزپر قديمى سلاح ديگرى در اختيارشان نبود .
خيلى به موقع به اردوگاه بازگشتيم . زيرا چندى نگذشت كه هوا بارانى شد و تپههاى اطراف از برف پوشيده شدند . همين كه برايمان مقدور شد براى ديدن معادن فيروزه به همراهى يكى از كاركنان آن به عنوان راهنما روان شديم . چيز زيادى براى ديدن وجود نداشت و اگر كسى قبلا نحوهء استخراج فيروزه را نديده باشد به سختى مىتواند چگونگى انجام آن را تصور نمايد . معادن در يك ميلى شمال دهكده و در پاى تپهاى واقع شده بودند .
تپهاى كه به چشمان ناوارد من با تپههاى ديگر تفاوتى نداشت و مانند ساير تپههاى اين سرزمين از صخرههايى تيرهرنگ پوشيده شده بود و اگر كسى از كنار آن عبور مىكرد اصلا گمان نمىبرد كه سنگهاى قيمتى بتوان از آن استخراج نمود .
روش استخراج در اين معادن بسيار ساده بود . بكمك قلمهايى به طول 45 سانتيمتر و چكش سوراخهايى در صخرهها ايجاد مىكردند و سپس به كمك باروت آنها را منفجر مىساختند . براى ايجاد روشنايى داخل معدن از چراغهاى پىسوز استفاده مىكردند ، كه از فتيلهاى كه درون ظرفى نعلبكىشكل قرار مىگرفت تشكيل مىشد . داخل راهروهاى معدن دودگرفته و بوى روغن سوخته ، آدم را خفه مىكرد .
بعد از آنكه سنگها منفجر مىشدند . قطعات آنها در سبدهاى كوچك جمع شده و به خارج از معدن حمل مىگردند . بيرون كودكانى كه چكشهايى كوچك بدست دارند سنگها را باز هم خردتر مىكنند و آنچه را كه از سنگريزههاى سبز و آبى مىبينند كنار مىگذارند . قطعات فيروزه از جنس نرم و به شكل كروى و منظم نيستند . برعكس درست مانند خرده شيشه پهن و گوشهدار هستند .
تقريبا بيشتر فيروزهها هنگام تشخيص آنها شكسته و خرد مىشوند . بالاى سر كودكان مردى كه سبدى بدست دارد مىايستد و قطعهسنگهاى آبى و سبز را جمعآورى مىكند . آنچه بدينترتيب انباشته مىشود ، در آخر هفته به مشهد فرستاده مىشود و در آنجا صيقل و شكل داده مىشوند .
ابتدا از بزرگترين معدن كه در سمت غرب واقع بود بازديد كردم . از طريق در كوچكى كه در قسمت ورودى آن قرار داشت به درون راهرو وارد شدم . اين در شبها توسط نگهبانانى محافظت مىشود . طول راهرو به 11 تا 5 / 13 متر مىرسيد و در آخر آن معدنچيان مشغول تعبيه سوراخهايى براى انفجار در سنگها بودند . قطعهسنگى كه همان موقع كنده شده بود ، بيرون آوردند تا نحوهء استخراج فيروزه از آن را نشان دهند . به مشاهدهء كار آنها مشغول شدم ، اما نمىشد تشخيص داد كه كدام قطعه خوب است و كدام قطعه بد . هر سنگ ريزهاى كه رنگى با خود داشت جمع مىگرديد و بعد به عهدهء صيقلكاران بود تا سره را از
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 377
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٧٧