تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
زيار كه بناى گنبدى آجرى بود ، قرار داشت . در اين بنا نوشته‌اى كه روى آن نام اين شخص ذكر شده باشد وجود نداشت . در اينجا تنها نكتهء جالب براى ما اين بود كه اين قبر تا ارتفاع 2 متر و ده سانتيمتر يا 2 متر و چهل سانتيمترى از كاشىهاى آبىرنگى كه آيه‌هاى قرآن با خطوط درشتى روى آنها نقش شده بود ، پوشيده بود . اين كاشىها 45 تا 60 سانتيمتر طول و 30 سانتيمتر عرض داشتند و خيلى خوب ساخته شده بودند . به نظر مىآمد كه اين كاشىها را از بناى ديگرى برداشته و در اينجا نصب كرده باشند . زيرا بيشتر آنها بطور وارونه و يا غيرمنظم كار گذاشته شده بودند . بطور كلى بر روى اين كاشىها نتوانستيم تاريخى را پيدا كنيم . صنيع الدوله نيز از كاشىهايى در مسجد جامع جاجرم صحبت مىكند كه بطور نامنظم قرار گرفته بودند . اما ذكر نمىكند كه اين كاشىها از كجا به آن محل حمل شده‌اند . او همچنين اضافه مىكند كه روى يكى از آن كاشىها تاريخ 577 ه . ق ( 1181 ميلادى ) را خوانده است . دو رقم سمت راست يعنى 77 واضح و قابل خواندن بوده‌اند حال آنكه در صحت رقم 5 خود وى نيز كمى شك دارد . در شمال اين مقبره بناى ويرانهء ديگرى قرار داشت كه از سنگ و ملاط ساخته شده بود . اين بنا از يك اتاق مربع‌شكل كه دالانهايى آن را احاطه مىكرد تشكيل مىشد . در كف اتاق سوراخى بود كه به زيرزمينى رهنمون مىشد . اين زيرزمين را سرداب مىگفتند و تابستان‌ها كه هوا گرم بود مردم در آنها زندگى مىكردند . در اين زيرزمين تعداد زيادى جمجمه و استخوان‌هاى اسكلت كه در پارچه‌هايى قرار داشت به چشم مىخورد . صحنهء بسيار ترسناكى بود . مردم دهكده مىگفتند كه اينان تعدادى نظامى بوده‌اند كه در اثر ابتلا به و با در جاجرم درگذشته‌اند . بجاى آنكه آنها را يكىيكى دفن كنند ، همگى را در زيرزمين ريخته‌اند . اما كسى نمىتوانست بگويد كه دقيقا چه زمانى و با در اين ناحيه شيوع يافته است . اين زيرزمين‌ها در اين ناحيه فراوان بود . در بعضى از قسمت‌ها حتى كمى از آجركارىهاى مربوط به آنها نيز بيرون زده بود . اما از آنجا كه در اولين زيرزمين وارد شده و درون آن را ديده بودم ، ديگر رغبت نداشتم كه سرم را در زيرزمين‌هاى ديگر فروكنم . بطور كلى جاجرم از نظر آب در وضعيت خوبى قرار نداشت و آن مقدار آبى هم كه داشت صرف كشت پنبه مىشد . محصول پنبه اين ناحيه از طريق تجار ارمنى مستقر در سبزوار به روسيه فرستاده مىشد . اين دهكده حتى نمىتوانست غلهء مورد نياز خود را هم فراهم كند . صنعت ابريشم نيز كه در گذشته در آن رونق خاصى داشت تقريبا رو به نابودى نهاده بود . مىگفتند ساكنان دهكده از نظر نژادى مختلط بوده و يكدست نيستند و از