اين تل خاك تقريبا به شكل بيضى بود و قطرهاى آن در بالا 126 و 99 متر بود . در پايين آن آثار يك خندق قديمى به چشم مىخورد كه محيط آن 360 متر بود . در آن اثرى از آجر و سنگ نيافتم و حتى در مورد اينكه سكهاى در آن پيدا شده باشد نيز چيزى نشنيدم .
يك سكهء نقرهاى به من نشان دادند كه مىگفتند در خرابهها يافت شده است . روى آن نام جاجرم و تاريخ 739 ه . ق ( 1339 ميلادى ) ضرب شده بود . نام پادشاهى كه روى آن ذكر شده بود را نتوانستيم بخوانيم . اما دريافتيم كه در آنموقع جاجرم به حدى اهميت داشته و بزرگ بوده كه ضرابخانهاى از آن خود را دارا بوده است . تمام سكههاى ديگرى كه ديدم مربوط به دورهء اسلامى بود ، مگر يكى كه روى آن مردى سوار بر اسب ديده مىشد . با اينكه سكههاى معدودى در اين ناحيه يافت شده بود ، اما از گفتهء مردم ده چنين برمىآمد كه زمانى در اينجا شهرى بسيار كهن وجود داشته است . آنها گفتند كه وقتى براى ساختن خانه در زمينهايشان اقدام به پىكنى مىكنند ، در عمق خاك به قطعات آجر و فلز برخورد مىكنند .
در شمال اين دهكده بقاياى قلعهاى قديمى قرار داشت كه مىگويند بدست نادر شاه در زمان برخورد با تركهاى گرايلى در اين ناحيه ويران گرديده است . در حال حاضر از اين مردم فقط خانوارهايى معدود مانده كه آنها نيز تركى را از ياد برده و به فارسى تكلم مىكنند . نايب يا نمايندهء حاكم در اين ناحيه يك گرايلى بود كه در هدايت ما به ويرانههاى موجود در اطراف ، از توانايى خاصى برخوردار بود .
در جنوب غربى اين دهكده ، يك بناى خشتى قديمى كه 32 متر مربع مساحت داشت را ديديم كه به آن كوشك مىگفتند . اينكه اين بنا چه بوده و بدست چه كسى ساخته شده است دقيقا بر ما معلوم نشد . ضخامت ديوارهاى آن نسبتا زياد بود و ارتفاع آن به 12 متر مىرسيد . در طبقهء پايين چهار راهرو وجود داشت كه بطور عمودى به يكدگير در وسط بنا با هم برخورد مىكردند . در بالاى اين راهروها و در طبقهء اول تعدادى اتاق كوچك وجود داشت و شايد پهناى آنها از ضخامت ديوارهاى اصلى بيشتر نبود . ظاهرا يك يا چند طبقهء ديگر نيز بر فراز آن قرار داشتهاند . بنا كلا آجرى بود و آنقدر در اثر باران شسته شده بود كه نماى اوليهء آن را به هيچوجه نمىشد تصور كرد .
در گوشهء جنوب شرقى ، خرابههايى به چشم مىخورد كه مىگفتند بدست كاظم خان گرايلى كه براى مدت زمانى طولانى حكومت جاجرم را در زمان نادر در تصدى داشته ساخته شده است . كاظم خان در زمان نادر از كالپوش به جاجرم نقل مكان مىكند .
چمنكالپوش به نظر مىرسد در روزگار خود از شهرت خاصى برخوردار بوده و يكى از منزلگاههاى شاهان به حساب مىآمده است .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 361
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٦١