تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
پيگيرى مىكند تا اينكه تمامى قضايا روشن مىشود . رئيس به دنبال مرد فرستاده او را دستگير مىكند و از او مىخواهد تا محل آن غار را به او نشان دهد . رئيس زمانى كه محل غار را ياد گرفت ، آن مرد را كشت و آنچه را كه در غار بود به تصاحب خود درآورده ، عروسك را آب كرد و ماجرا پايان گرفت . فقط چند سكهء نقره باقى ماند كه اين يكى از آنها مىباشد . در ايران ماجراها و داستان‌هاى مربوط يافتن گنج خريدار بسيارى دارد و در سراسر اين كشور مىتوان حكايت‌هايى از اين قبيل را شنيد . از بام 17 ميل به سمت جنوب پيموديم تا به صفىآباد رسيديم . در صفىآباد نزديك به 200 خانوار ترك كه به فرمان نادر شاه از سرخس بدين ناحيه آورده شده بودند زندگى مىكردند . رئيس آنان صفى خان بود ، كه ظاهرا اين ناحيه نيز بنام وى صفىآباد خوانده مىشد . ارتفاع آن از سطح دريا 1200 متر بود . حدود يك ميل در شمال اين دهكدهء تپه‌اى بلند و باريك بود كه مردم آن را تپهء نوريز « 1 » كه منظور همان نوذر مىباشد مىگفتند نوذر « 2 » يكى از آخرين پادشاهان پيشدادى است كه قبل از كيانيان بر ايران حكومت مىكردند . اينان به سال 708 قبل از ميلاد به قدرت رسيدند . در شرق اين تپه خرابه‌هاى يك كاروانسراى ساخته‌شده از سنگ و ساروج كه بسيار محكم و تقريبا در اين منطقه از نوادر بود ديده مىشد . اين بنا نزديك به 60 متر مربع مساحت داشت و غير از تعدادى اتاق ، آثار يك مسجد و حمام نيز در آن به چشم مىخورد . در شرق اين كاروانسرا تعدادى مقبره كه يكسان ساخته شده بودند ديده مىشدند كه بىشك به مسلمانان اوليهء اين كشور تعلق داشته است . مىگفتند كه خرابه‌هاى يك شهر بزرگ در تمامى اطراف اين تپه قرار داشته است . اما چون زمين‌ها را شخم زده بودند . غير از چند تكه آجر و كوزهء شكسته چيز ديگرى بر جاى نمانده بود . خود تپه نيز ديدنى بود . در بالاى آن خانه‌اى از گل ، آجر و سنگ ديده مىشد . اما آنچه ديدنىتر بود مربوط به پايين تپه مىشد نه بالاى آن . اين تپه ساختارى لايه‌لايه داشت و در آن يك رگهء ضخيم از جنس صخره‌اى سخت ، بر روى يك لايه از خاك فشرده‌شده قرار گرفته بود . خوشبختانه به سيد پيرى برخورديم كه مىگفتند بازارهاى زيرزمينى و تونل‌مانند را در اين تپه‌ها كشف كرده است . او به ما نقاطى را نشان داد كه مىتوانيم ورودى به اين تونل را پيدا كنيم . مردانى را به كار
هامش
( 1 ) -Tappa - i - Nauriz. ( 2 ) - نوذر ، بنابر آنچه در شاهنامهء فردوسى آمده است پسر منوچهر پادشاه پيشدادى است كه پس از او به سلطنت رسيد و به دست افراسياب گرفتار شد و با بيشتر سران لشكرش كشته شد .