كندن و حفر كردن در اين نقاط گماشتيم . با كمال تعجب به اين حقيقت پى برديم كه اين تپه كه 450 متر طول 45 تا 54 متر پهنا و 15 متر هم ارتفاع داشت در تمامى طول خود داراى يك تونل سرتاسرى بود . اين تونل با كندن لايهء خاك نرمى كه زير لايهء صخرهاى قرار داشت ايجاد شده بود و ظاهرا در گذشته ارتفاع آن در حدى بوده است كه يك مرد مىتوانسته براحتى در آن راه برود . در حال حاضر خاك بر روى كف ريزش كرده و تا حدى آن را پر ساخته است . تنها راه در حال حاضر اين بود كه كسى با خزيدن بر روى كف بتواند خود را از ابتدا به انتهاى آن برساند . يكى از همراهان ما تا 225 متر پيش رفت . من تقريبا نصف مسيرى را كه او طى كرد ، پيمودم .
ظاهرا اين تونل از يك خيابان اصلى با تعدادى اتاقك در دو طرف آن درست شده است . هر اتاقك يك چاه مخصوص كوچك براى خود داشت .
درست مانند غارهاى صخرهاى كه در پنجده ديده بوديم . اما اتاقكها آنقدر از خاك پر شده بود كه براحتى نمىشد تشخيص داد كه آنها را براى چه منظورى اينطور ساختهاند . در حال حاضر تنها مشترىهاى اين ناحيه كفتارها و جوجهتيغىها بودند كه به تعداد زياد ظاهرا تمامى آن را فرا گرفته بودند .
يكى از ورودىها در زير دروازهء قديمى شهر در جهت بالا ، در يك ثلث فاصلهء گوشهء شمالى تپه تا دروازه قرار داشت . دو ورودى ديگر در قسمت جنوب غرب . ورودى چهارم در گوشهء شمال شرقى قرار گرفته بود و ظاهرا به نظر مىرسيد كه در روزگاران گذشته تمامى اين راهها به يكديگر مربوط و مرتبط بودهاند . در داخل ورودى كه زير دروازه قرار داشت چاهى به عمق فقط 6 متر وجود داشت . اما اين پيرمرد مىگفت به ياد دارم كه اين چاه خيلى عميق بوده است و در ساليان پيش آب در كف آن جريان داشته كه بعدها با گذشت زمان چاه پر شده است .
در نزديكى وسط تپه افراد مىگفتند به چيزى برخوردهاند كه ظاهرا يك آسياب آبى بوده است . خود سيد هم داستانهاى زيادى از آبهاى زيرزمينى و عجايب آن در گذشته براى گفتن داشت . ظاهرا او سالها در اين دالانها به اين طرف و آن طرف رفته بوده است .
در موقع حفر ورودى به يك قطعهء مرمر كرهاىشكل و صيقلشده برخورديم و اين تنها چيزى بود كه ما يافتيم .
سيد همچنين مىگفت تپهاى در شمال غربى اين ناحيه وجود دارد كه بعد از حفارى در يكى از اتاقهاى موجود در آن 10 تا 15 اسكلت مشاهده گرديده است . او در محلى كه در ورودى تپه را يافته بود به ما نشان داد . اين ورودى در زير يك قبر قرار داشت و در حال حاضر پر و بسته شده بود . از چاهى كه در دالان تپه اصلى و نزديك به دروازه قرار
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٣٤٨