تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
موقعيت وى را در بين مردم تحكيم بخشد . هر مجتهدى براى خودش يك قاضى محل نيز هست و در صورتى كه حكومت مركزى ضعيف باشد او و طرفدارانش مىتوانند قدرت بيشتر كسب نمايد . معمولا مجتهد و پيروانش بخاطر منافع مشتركى كه دارند فعاليت‌هايشان را هم‌سو كرده و با يكديگر كار مىكنند . در مشهد وقتى كه ميان مجتهدان اختلافى بر اثر امورى كه بدست دارند روى مىدهد ، بلافاصله طرفدارانشان جبهه‌گيرى كرده و هر طرف سعى مىكند تا افراد بيشترى را به دور خود جمع نمايد و در اين موقع تنها زمزمه‌اى كه به گوش مىرسد اين است كه مغازه‌ها بسته شده و تمام فعاليتهاى اقتصادى به حال تعطيل درآمده است . در اين موقع از حاكم تا كاسب و غيره هيچكس جرأت مداخله كردن ندارد . مغازه‌ها تعطيل مىمانند و صاحبانشان از خشم دندانها را بر هم مىسايند و منتظر مىمانند و كسى در مقابل اين تصميم نمىتواند اقدامى كند . قدرت روحانيان در ايران بسيار زياد و تقريبا خيلى بيشتر از حد معمول در كشورهاى ديگر است و شايد تنها در شيوهء حكومتى ايران باشد كه اينان مىتوانند چنين قدرتى را كسب كنند . به ياد دارم زمانى يكى از روحانيان پرقدرت براى مدتى باعث ناآرامىهايى در مشهد شد . سرانجام اوضاع رو به وخامت نهاد و كار و كسب نزديك يك هفته تعطيل گرديد . اين بار حاكم دل و جرأت پيدا كرده و تعدادى را مأمور نمود تا شبانه از ديوار خانهء وى بالا رفته و او را دستگير و از شهر خارج نمايند . بلافاصله شاگردان و طرفداران وى سر به شورش برداشته و تعداد زيادى از مردم را نيز با خود هم‌صدا كرده و خواهان بازگشت وى شدند . اينان عملا شهر را براى چند روزى در اختيار خود داشتند و بر اين خواستهء خود پافشارى مىكردند . سرانجام حكومت تسليم شد و اين شخص را با احترام به خانه خويش بازگرداند . روحانيان تنها مراجع قضايى مردم در شئون مختلف هستند . دادگاهى هست كه به آن ديوان‌خانه مىگويند و به ظاهر توسط يك مأمور دولتى اداره مىشود و وظيفه رسيدگى به تخلفات كاركنان دولتى را بر عهده دارد ، اما با اين حال نمىتواند متهمان را قسم دهد . اين حق را فقط روحانيان دارا هستند . بدين‌ترتيب اين عده تنها كسانى هستند كه عملا مىتوانند به دعاوى رسيدگى كرده و رأى خود را به اجراء درآورند . يعنى دولت ايران هيچ تسلطى بر قوهء قضائيه ندارد . اين امر اصلا نتايج مطلوبى هم نخواهد داشت . شايد بهترين راه حل براى تسريع امور براى دولت ايران اين باشد كه قدرت روحانيان را كم كرده و اين موارد را نيز خود بدست بگيرد . در حال حاضر دولت ايران چنين حقى را در اختيار ندارد و روحانيان عملا قانون‌گذار و رافع دعاوى هستند و در نتيجه اينان تنها ستونى هستند كه مردم عليه ظلم و جور حكومت مىتوانند به آن تكيه كرده و حق خود را طلب كنند . « 1 » -
هامش
( 1 ) - اين طرز فكر و نظر كليه جهانگردانى است كه به مشرق‌زمين و به خصوص به ايران آمده‌اند و هيچ وقت نخواسته‌اند واقعيت را بنويسند . عامهء مردم كه از ستم حكمرانان محلى به ستوه ميآمده‌اند به روحانيون و يا مجتهدان زمان خود پناه مىبردند تا رفع ظلم كنند و يا كمتر مورد اذيت و آزار قرار بگيرند . نهايتا اين امر باعث تغييرات در وضع حكومتى پيش ميآمده است . در خصوص طلّاب علوم دينى نيز نظر مؤلف كتاب درست نيست . چونكه ، علما و دانشمندانى همچون شيخ طوسى ، خواجه نصير طوسى و ملا صدرا در چنين مدارسى تحصيل ميكرده‌اند . م .