تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
مىنمايد . محاصرهء توس چند ماه به طول مىانجامد . سرانجام حاجى بيگ اقدام به فرار مىكند و به تعاقب اين امر شهر به وسيلهء ميرانشاه تسخير و ويران مىگردد . گفته‌اند كه در توس بر اثر اين واقعه نزديك به 10000 تن كشته مىشوند و نشانى از شهر باقى نمىماند و كلا به بيابانى تبديل مىگردد . در حال حاضر توس جز ويرانهء يك بناى بزرگ و گنبدىشكل و بقاياى ديوارهايى كه وسعتى نزديك به يك ميل مربع را دربرميگرفته‌اند چيز ديگرى نيست . اين ديوارها از گل بوده و مىگويند در قسمت پايين 5 متر ضخامت داشته‌اند و كلا شهر 9 دروازه و 106 برج و بارو داشته است . زمين‌هايى كه روزگارى شهر در آن برپا بوده است ، هم‌اكنون زير كشت است و به غير از چند تكه پاره آجر ، نشانهء ديگرى از تمدنى كه زمانى در اين ناحيه وجود داشته است به چشم نمىخورد . ويرانه‌هاى مربوط به ارك شهر در شمال ديوارها قرار دارد و بقاياى قلعه‌اى كه 230 يا رد مربع مساحت داشته و خندقى دورتادور آن را احاطه مىكرده است به چشم مىخورد . تمام بناها تقريبا از بين رفته است ، مگر يكى كه در قسمت مركزى قرار داشته است اينكه اين بنا چه بوده است معلوم نيست . از پايين تا بالا با مقطعى مربع‌شكل كه هر ضلع آن 12 متر و نيم طول دارد كشيده شده است . در روزگاران گذشته گنبدها را دو جداره مىساخته‌اند ، در حال حاضر جدارهء بيرونى گنبد از بين رفته است و آنچه باقى مانده فقط جدارهء داخلى آن است . نوشته‌هاى پراكندهء اين حوقل در مورد مشهد ، قديمىترين ذكرى است كه در مورد اين شهر در دست داريم . اين حوقل در آن موقع مىنويسد . مشهد چيزى نيست مگر دهكدهء سناباد . در حال حاضر از اين دهكده فقط نامى باقى مانده و اثرى از آن نيست . قناتى كه زمانى آب اين دهكده را فراهم مىكرده است ، هم‌اكنون بخش شمال غربى مشهد را كه سرآب نام دارد سيرآب مىكند . شهر نوقان نيز از بين رفته است و از آن چيزى بر جاى نمانده مگر نامى كه آن هم به دروازهء واقع در شمال شرقى مشهد كنونى اطلاق مىشود . بناى استحكامات شهر مشهد و همچنين مرقد و بارگاه حضرت امام رضا را مىگويند كه به همت سورى « 1 » حاكم نيشابور در 1037 ميلادى ، در طول سلطنت سلطان
هامش
( 1 ) - سورى ، الفضل معتز از رجال دربار سلطان محمود غزنوى والى خراسان بوده است . بطوريكه از خلال نوشته‌هاى تاريخ بيهقى ( ص 310 تا 730 ) استنباط مىگردد با وجودى كه هداياى زياد بدربار سلطان محمود مىفرستاد . معهذا بسعايت بعضى از رجال دربار غزنين از آن جمله ابو نصر مشكان در سنهء 424 ه . ق از حكومت معزول و در قلعه غزنين بزندان افتاده و سرانجام به طرز مرموزى كشته مىشود . سورى را اولين -