مسعود غزنوى ( 43 - 1030 م . ) انجام شده است . اما بعدها در زمان سلطان ملك شاه سلجوقى ( 92 - 1073 م . ) مشهد دستخوش غارت و ناامنى مىگردد و تقريبا ويران مىشود . بعد از اين واقعه در سال 1121 م . ديوارى بدور شهر كشيده مىشود كه تا مدتى آن را از بلايا محفوظ مىدارد . در سال 1153 م . تمامى منطقهء توس به غير از مشهد و چند دهكدهء ديگر كه محصور بودند از طرف تركمنهاى غز مورد هجوم و غارت واقع مىشود . در 1161 م .
غزها دوباره بازگشته و اينبار مشهد را نيز مورد چپاول و ويرانگرى خود قرار دادند . اما به مرقد مطهر امام رضا كارى نداشته و اين بنا از هرگونه آسيبى مصون ماند . در 1207 م . تمامى خراسان بدست سلطان محمد خوارزمشاه ( 1220 - 1200 م . ) مسخر گرديد .
در سال 1296 م . وقتى غازان « 1 » ( 1303 - 1294 م . ) از نوادگان هلاكو خان بر تخت نشست . تعدادى از شاهزادگان تاتار بر او شوريدند و يكى از آنها بنام داوود پسر بوره با سپاه عظيمى از طريق ماورالنهر به خراسان آمده و بيشتر شهرهاى اين ديار از جمله مشهد را غارت كرده و ويران ساخت .
از مشهد در آثار ياقوت حموى و ابن بطوطه « 2 » كه در سال 1334 م . به خراسان آمده ذكرى به ميان آمده است . ابن بطوطه شرح مىدهد كه چگونه از جام به توس و از آنجا به مشهد رضا كه شهرى بزرگ و پرجمعيت بوده رفته است . در سال 1418 م . سلطان شاهرخ ( 46 - 1408 م . ) « 3 » براى زيارت به مشهد رفت و شمعدانى از طلا را كه 142 كيلوگرم وزن داشت به بارگاه امام رضا تقديم نمود و همين سال نيز كار ساختمان مسجدى را كه گوهرشاد همسر وى دستور بناى آن را داده بود به اتمام رسيد . مىگويند شاهرخ كاخى را در قسمت شرقى شهر بنا نهاد تا در مواقعى كه براى زيارت به مشهد مىآيد در آن اقامت كند كه در
هامش
كسى ميدانستد كه نه تنها در بناى شهر مشهد بلكه در تجديد بناى آستان قدس رضوى كوشش كرده است و نام وى در داستان زندگى فردوسى نيز آمده است . ص 42 كتاب راهنماى خراسان تأليف دكتر على شريعتى .
( 1 ) - محمود غازان ششمين پادشاه از اعقاب هلاكو ( 1304 - 1295 م . ) ص 227 كتاب سلسلههاى اسلامى ترجمهء فريدون بدرهاى .
( 2 ) - ابو عبد الله محمد بن عبد الله بن ابراهيم طنجى ( 779 - 703 ه . ق . ) . او عالم و جغرافىدانى معروف بود و در راه فراگرفتن جغرافى سفرها كرد . آغاز سفرش در سال 725 ه . ق . از شمال افريقا و انجام آن بسال 754 است . سفرنامه او را در دو جلد آقاى دكتر محمد على موحد ترجمه كرده و بوسيله بنگاه ترجمه و نشر كتاب در سال 1359 منتشر شده است .
( 3 ) - شاهرخ ( 1447 - 1405 م . ) ص 246 كتاب سلسلههاى اسلامى ترجمه فريدون بدرهاى .