مىگويند فردوسى نذر كرده بود تا آنچه را در ازاء نوشتن شاهنامه از سلطان محمود غزنوى دريافت مىكند براى آبرسانى به شهر توس و بهبود وضع مردم اين ناحيه مصرف نمايد . فردوسى قبل از آنكه پاداش زحمات خود را دريافت كند فوت كرد و آنچه به عنوان پاداش از طرف سلطان محمود فرستاده شده بود بدست دخترش رسيد كه او نيز به وصيت پدر عمل كرده و آن را صرف بهبود وضع آبرسانى شهر توس نمود و موفق شد تا آب را از محلى كه به آن چشمهء گيلاس مىگفتند و در پاى كوههايى در 14 يا 15 ميلى بالاى توس واقع شده بود به اين شهر رسانده و در آن جارى سازد .
مىگويند اين چشمه در اصل گلسب نام داشته و نيز در محل همين چشمه بوده است كه يزدگرد « 1 » در اثر لگد اسبى جان مىدهد . در حال حاضر اين چشمه را چشمه گيلاس مىنامند و آب آن توسط كانالى تا توس كشيده شده است . بعد از آنكه شهر توس ويران شد به همت امير على شير نوايى « 2 » وزير سلطان حسين بايقرا ( 1506 ) « 3 » توسط كانالى كه مىگويند 12 فرسخ يا 48 ميل طول آن بوده است اين آب به مشهد آورده مىشود .
اين همان كانالى است كه هم اكنون از دروازهء بالا خيابان به شهر وارد شده و بعد از عبور از وسط آن و گذشتن از داخل حرم مطهر ، از طرف ديگر شهر يعنى دروازهء پايين خيابان خارج مىگردد .
صنيع الدوله تاريخچهء مبسوطى از شرح وقايع و زد و خوردهايى كه از به دو ورود مسلمانان به اين ناحيه تا سال 1381 ميلادى بوقوع پيوسته را بدست مىدهد . در اين سال امير تيمور به توس وارد شده و خراسان را به تصرف خود درمىآورد . او سپس اضافه مىكند كه در سال 1389 م . حاجى بيگ جانى قربانى يكى از سرداران تيمور سر به شورش برداشته و در توس خودمختارى اعلام مىكند و بنام خود سكه مىزند .
تيمور زمانى كه از اين واقعه آگاهى مىيابد ، پسر ارشد خود ميرانشاه را مأمور دفع آن
هامش
( 1 ) - مقصود يزدگرد اول ، چهاردهمين پادشاه از سلسله ساسانى است . ( 421 - 399 م . ) مشهود به بزهكار يا يزدگرد اثيم است . فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .
( 2 ) - امير عليشير نوائى ملقب به نظام الدين ( 906 - 844 ه . ق ) اديب ، دانشمند و فرهنگدوست و از اديبان ، شاعران ، نويسندگان و هنرمندان زمان خود حمايت ميكرده است . به فارسى و تركى شعر مىسروده است و صاحب تأليفات متعددى است . م .
( 3 ) - سلطان حسين بايقرا ( 1470 م . / 875 ه . ق . ) آخرين امير بزرگ تيمورى بود كه از هرات بر خراسان حكومت مىكرد . مردان بزرگى چون عبد الرحمن جامى ، شاعر معروف ، و امير عليشير نوائى وزير و بهزاد ، نقاش مشهور از منسوبان بدربار وى بودند . به نقل از كتاب سلسلههاى اسلامى ترجمه فريدون بدرهاى .