گراز به يكى از اسبهاى تركمن ساريك ما زخم بدى وارد كرد و اين هم بيشتر بخاطر سوار آن بود كه شجاعت داشت اما بصيرت كافى نداشت ، بهرحال اين تنها مورد گزند و آسيبى بود كه به ما وارد آمد . دو تن از يموتهاى همراه ما اصرار داشتند كه در موقع تاخت اقدام به تيراندازى كنند ، متأسفانه هيچيك از تيرهاى آنان به هدف نخورد ، حتى نزديك بود كه سگ كوچك من نيز مورد اصابت قرار گيرد ، به سختى خود را به آنان رساندم و دستور دادم تا ديگر شليك نكنند ، تا اينكه خود را به گراز نزديك نموده و بدون اينكه خطرى ديگر متوجهء من باشد به تلاش خود ادامه دهم . با يك ضربت شمشير هم گراز از پا درنمىآمد ، فقط بايد ضربات پىدرپى و بىامان به صورت حيوان مىزدم ، تا آخرين دقايق گراز ما را بازى داد و دست آخر از اسب پياده شد و با ضربتى كه بر پشت گردن او وارد كردم كارش يكسره شد و بر زمين افتاد .
تيراندازىهاى كردها و تركمنها را در هنگام تاخت ، زياد ديدهام و به اين نتيجه رسيدهام كه بيشتر شليكهاى آنان بىتأثير و بىهدف است . قزاقها و افغانها و تمام مردمى كه بخصوص در آسياى مركزى زندگى مىكنند ، زياد به اين امر علاقه نشان مىدهند ، غافل از آنكه انجام آن به مهارت زيادى نياز دارد . به ياد دارم زمانى را كه در سال 1887 م . با گروهى از افغانها به شكار رفتم ، آنها در همان وهلهء اول يكى از افراد خود را با تير زدند و جالب بود كه ديگر هم شليك نكردند .
در گميشتپه مهمانى شامى به افتخار حاجى ملا خواجه نياز پير و ريشسفيدان و سران تيرههاى مختلف در اين محل برپا كردم كه آنها نيز با كمال ميل شركت جستند .
آنها درخواست كردند كه شكايت آنان را از وضع موجود و نداشتن آب آشاميدنى به عرض شاه برسانم و بخواهم كه از طرف حكومت ايران اقداماتى به عمل آيد تا شايد آب تازه از رود گرگان به نهرهايشان باز گردانده شود . آنها مىگفتند وقتى آب اول بار مسير خود را تغيير داد ضمن تلگرامى از شاه خواستند تا برايشان چارهاى بيانديشد . شاه هم در تلگرامى به حكمران استرآباد دستور داد تا اقدامات مقتضى انجام گردد ، امّا نه حكمران و نه هيچ كس ديگرى براى گميشتپه قدمى برنداشت و از شناختى كه من از حكومت ايران و حكمرانهاى محلى آن دارم مىتوانم با اطمينان بگويم كه نه حالا و نه در آينده هيچكس براى اين مردم كارى نخواهد كرد .
واقعيت امر اين بود كه بيشتر گرفتارى اين مردم بخاطر عدم همكارىشان با يكديگر بود . هر خانوادهاى روزانه بطور متوسط نيم قرآن براى تهيّه آب مصرفى خود مىپرداخت . اگر اينها فقط كسى را بالاى سرشان داشتند كه نيروى آنها را همسو كند ، مىتوانستند با عميقتر نمودن بستر كانال با هزينهء نسبتا كمى ، آب را در پاييندست و در زمينهاى خويش جارى
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 249
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٤٩