تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 246

مساهمون:

ص٢٤٦
عامل ايرانى خواستيم تا كسانى را براى حفاظت از اردوگاه ما پيدا كند هرچه سعى كرد نتوانست كسى را پيدا كند . لذا خود بهمراه برادر و پسرش تا صبح به مراقبت پرداختند . به غير از ابه‌هاى چارواها كه بطور پراكنده در اين منطقه قرار داشتند خود گميش‌تپه به تنهايى نزديك به 300 تا 400 خانوار سكنه داشت كه درون آلاچيق‌هايى كه در طول 270 متر تا 360 متر در دو سوى رود كشيده شده بود زندگى مىكردند . مىگفتند كه 8 سال پيش رود گرگان بستر خود را تغيير داده و از 5 ميل در جنوب اين ناحيه و در محلى بنام خواجه نفس « 1 » به دريا مىريزد . نتيجه اين شده بود كه مردم ناچار بودند تا آب آشاميدنى خود را با قايق و يا شتر به اينجا حمل كنند . بسيار تعجب‌آور بود كه اين مردم توانسته بودند بدون آب و شرايطى اينچنين دشوار ، اينهمه سال را در اين ناحيه دوام آورند . شادابى و حاصلخيزى اين ناحيه كلا رو به كاهش نهاده بود و مردم اگر بخاطر از دست دادن مغازه‌ها و آلونك‌هاى خود نبود حتما تاكنون اين محل را ترك كرده بودند ، هر - - چند ترك اين محل به آسانى امكان‌پذير نبود . علاوه بر خانه‌هاى چوبى دو يا سه خانهء آجرى نيز كه آجرهاى آنها از تپه‌اى در گميش‌تپه بيرون آورده ساخته شده بود . از ديدن اين مناظر آشپز گوايى ما همانطور كه بر قاطرش سوار بود نفس راحتى كشيد و گفت « عجب خانه‌هاى ييلاقيى » كه منظورش از اداى اين كلمه بيان احساس اطمينان و امنيتى بود كه به وى دست داده بود . حتم دارم كه تمام افراد گروه بهترين و آرام‌ترين شب خود را بعد از ورود ما به سرزمين تركمن‌ها در اين‌جا گذراندند . مغازه‌ها از پارچه‌هاى عريض روسى ، ظروف چينى ، دستمال‌هاى قرمز تركى در رنگ‌هاى مختلف ، سماور ، شكر ، قورى ، ظروف گلى و كاسه‌هايى از چوب جنگلى پر بودند . امكانات زيادى جهت تخليه و بارگيرى كالا براى ورود و صدور كالا به چشم نمىخورد . دهكده در 5 / 1 ميلى از دريا قرار داشت و بستر قديمى رود بين دهكده و دريا همانند كانالى بود كه 3 متر عرض و 60 سانتيمتر عمق داشت . تمامى اجناس خارج از شهر در داخل دريا تخليه يا بارگيرى شده و سپس از طريق اين كانال كه به آن تايمول « 2 » مىگفتند به پناهگاه موقتى آورده مىشدند . در نزديكى دريا كارگاه بزرگى كه سقف آن از كاهگل پوشيده شده و بر روى ستونهائى استوار بود به روسها تعلق داشت . در اين كارگاه دو يا سه ارمنى روس از استراخان به كار نمك سود كردن ماهى و تهيهء خاويار براى عرضه در بازارهاى روس مشغول بودند .
هامش
( 1 ) - خواجه نفس محلى است در كنار رود گرگان ، به نقل از جغرافياى مفصل كيهان ، جلد دوم . ( 2 ) -Taimul.