تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
اينان تمام ماهىهاى صيدشده در سواحل ايران را بطور انحصارى در اختيار خود داشتند . برآمدگى كه آن را گميش‌تپه مىنامند و اين ناحيه نام خود را از آن گرفته است در يك ميلى شمال غرب دهكده قرار دارد و از تكه‌اى آجرهاى قديمى پوشيده است . چند تكه از اين آجرها را بيرون كشيده و اندازه گرفتيم ، همگى 87 سانتيمتر مربع مساحت و 9 سانتيمتر ضخامت داشتند . اين تپه از هر فاصله و سمتى در ديد نبود و ارتفاع آن به سختى به 6 متر مىرسيد . از دو سوى شمال و جنوب اين برآمدگى رشته‌اى تپه‌مانند كه بلندى آن ، به 1 متر و 80 سانتيمتر تا دو متر و 40 سانتيمتر مىرسيد كشيده شده و در همين جهات ادامه مىيافت . اين رشته پيش رفته و به نظر مىرسيد كه بعد از رسيدن به دريا نزديك به 270 سانتيمتر با كنارهء آن همراه شده و سپس به سمت شرق پيش رفته و از نظر دور مىگردد . مىگويند قلعه و يا هر بناى ديگرى كه بر فراز گميش‌تپه وجود داشته است با قزل‌آلان ، همان ديوار قديمى كه قبلا از آن صحبت كردم در ارتباط بوده است . وقتى كه كتاب ناسخ التواريخ « 1 » را كه از كتب معتبر تاريخ فارسى است ورق مىزدم به اين نوشته برخوردم كه نوشيروان ( 578 - 530 م . ) ديوارى روى خرابه‌هاى يك ديوار قديمى كه بدست اسكند ( 328 - 336 ق م . ) ساخته شده بود بنا نهاد ، تا همچون سدى در برابر هجوم ترك‌هاى قبچاق « 2 » ، تركمنها و طوايف ديگر ايستادگى كند . در رابطه با اين ديوار از دو شهر گرگان و استرآباد نيز ذكرى شده بود . اما اينكه قزل‌آلان همان ديوار نوشيروان است و يا آنى است كه اسكندر بنا نهاد و يا چيزى سواى اين دو است را من نتوانستم دريابم . بقاياى اين ديوار در فاصله‌اى در شرق گميش‌تپه اكنون از بين رفته است و گفته مىشود دريا كه زمانى تا اين محل نيز پيشروى داشته باعث شسته شدن آن شده است . در حال حاضر دريا نزديك به 5 / 1 ميل از تپه فاصله دارد ، عقيدهء كلى مردم اين ناحيه بر اين بود كه دريا سال به سال در حال عقب‌نشينى است . در مسيرم از دهكده به محل اين تپه ، نقطه‌اى را به من نشان دادند و گفتند در زمانى نه چندان دور آب تا آنجا نيز گسترده بوده
هامش
( 1 ) - معروفترين تاريخ عمومى دورهء قاجاريه كه قريب پانزده جلد بزرگ است . مؤلف آن ميرزا تقى خان متخلص به سپهر است . وى اين تأليف را در زمان محمد شاه قاجار آغاز كرد ، و در زمان ناصر الدين شاه ادامه داد و چون درگذشت ، پسرش عباسقلى خان سپهر كار او دنبال كرد ولى باز هم ناتمام ماند . ص 2092 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام . ( 2 ) - قبچاق يا قپچاق ، دشت و ناحيه‌اى بود در شمال بحر خزر ، تا تارستان كه طايفهء تركان منسوب بدان را قبچاقى گويند . براى اطلاع بيشتر به ص 1437 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام و حرف قاف لغت‌نامهء دهخدا مراجعه شود .