حركت كرده بود .
مىگفتند كه در سال 1882 م . زمانيكه مرز بين ايران و روس را تعيين مىكردند ، بستر شمالى اين رود خشك و آب فقط در بستر جنوبى آن جريان داشت . از آنچه گفته مىشد معلوم مىگرديد كه بستر جنوبى اين رود در آن زمان مرداب بزرگى بيش نبوده است . دو سال قبل ، روسها توسط كانالى بستر جنوبى و شمالى اين رود را بهم متصل كردند و با زدن سدى در ناحيهء گودرى بر آن ، موفق شدند تا آب را در بستر شمالى رود به جريان بياندازند . بدينترتيب تمامى آب در سمت تعيينشده پيش مىرفت ، مگر در مواقع طغيان رود كه روسها ناچار بودند از بخش كمى از آب چشمپوشى كنند . بدينترتيب ايرانيان ساكن خليج حسينقلى « 1 » به كلى از آب محروم شده بودند و ديگر ادامهء حيات در آن ديار برايشان وجود نداشت .
قبلا به من گفته بودند كه در كنار اترك سفلى جمعيت انبوهى زندگى مىكنند .
اتاباىها و آقاتاباىها تيرههايى از يموتها بودند كه اين زمينها به آنها تعلق داشت ، اما چند سالى قبل بين آنها نزاعى درگرفت و سرانجام توافق شد تا آقاتاباىها در طرف شمال اين رود و اتاباىها در سمت جنوب آن مستقر شوند . مدت زمانى بعد چارواهاى اتاباى كه شمار آنها به 1000 خانوار مىرسيد به ناحيه بالكان « 2 » در قلمرو روس نقل مكان كرده و در آنجا سكنى گرفتند كه هنوز هم در آنجا به سر مىبرند . اينان از بزرگترين دارندگان شتر بودند و چراگاههاى واقع در جنوب اترك به هيچوجه نياز آن را برآورده نمىكرد ، از آن به بعد كنارهء جنوبى اين رود بلااستفاده مانده و به نظر مىرسد كه در آينده نيز سرنوشتى جز اين نخواهد داشت .
در حال حاضر از ابه شيخ نظر در نزديكى گودرى گرفته تا به سمت پايين و به سوى دريا در محل خليج حسينقلى يك ايرانى يموت يافت نمىشود . از آنجا كه بستر رود نيز عوض شده است ، نمىتوان فهميد كه دقيقا خط مرزى كدام است و در چه نقطهاى قرار دارد . گفته مىشود خاك دو طرف رود داراى نمك است و براى زراعت مناسب نيست و فقط تابستانها مىتوان دامها را در آن به چرا واداشت . زمستانها وضع قسمت شمالى اين رود از نظر چراگاه بهتر است و بطور معمول چند خانوار ايرانى از آن استفاده مىكنند و براى هر آلاچيق بايد سه روبل به روسها بپردازند .
هامش
( 1 ) - در متن اصلى كتاب حسنقلى ذكر شده كه درست نيست و صحيح آن خليج حسينقلى است كه مصب رودخانهء اترك در جنوب شرقى بحر خزر است . م .
( 2 ) -Balkan.