قفقازى با كنارههاى بلند ، كه دور گردن را كاملا مىپوشاند تقريبا در تمام ارتش روس متداول شده است . اميدوارم كه ارتش هندوستان نيز بخصوص در بخش سرحدات آن را به كار بگيرد ، چونكه در مناطق با آب و هوايى سرد بسيار مناسب است . جبههاى نمدى گرد و همچنين زينهاى قفقازى بسيار در بين روسها خريدار داشته و معمول است ، اما از تمام اينها كه بگذريم مهمتر به دست آوردن خود اين مردم است كه شايد روسها در موقع تصرف قفقاز حتى فكر آن را هم نمىكردند و انتظار آن را نداشتند . اينان مردمى جنگجو و دلاور و تركزبان ، اروپايى و مسلمان هستند و در رويارويىهاى آتى روسها مىتوانند از آنان نه تنها با تركمنها بلكه با ساير نژادها و اقوام مستقر در آسياى مركزى همچون سدى نيرومند استفاده نمايند .
در ابه شيخ نظر كه بودم با سه ميل كه به سمت بالا و در طول رود پيمودم به زمينى كه نسبتا از اطراف بلندتر بود و به آن تنگلى « 1 » مىگفتند رسيدم ، درست روبروى ابه و در كنار شمالى رودخانه پست مرزى روسها قرار داشت . از فراز اين زمين ، آب زيادى در منطقه به چشم مىخورد كه آن را نيزارها و مرغان وحشى دربرگرفته بودند . صداى شليك گلولهاى نظر مرا به نقطهاى دور جلب كرد ، مردى را ديدم كه در نيزار به تلاش مشغول است ، متأسفانه در فاصلهء دورى قرار داشتم و مرغان در تيررس من نبودند و گرنه مىتوانستم تعداد ريادى از آنان را بزنم . به نظر مىرسيد كه مرغان وحشى در اينجا فراوان باشند ، يكى قوى وحشى را نيز ديدم كه مىگفتند در اين ناحيه بسيار كمياب بوده و معمولا ديده نمىشود ، حال آنكه غاز و مرغابى به وفور يافت مىشد . در بازگشت به اردوگاه چند شكارچى تركمن را ديدم كه در انتظار ايستاده بودند و با خود تعداد 8 غاز و به همين تعداد اردك وحشى همراه داشتند ، آنان با تلاش بسيار و دويدنهاى زيادى از اين سو به آن سو در مرداب موفق شده بودند كه اين مرغان را شكار كنند و اكنون آنها را آورده بودند تا به ما هديه كنند .
صبح روز بعد 9 ميل به سمت پايين و در طول كنارهء چپ اترك پيموديم و در مقابل محلى بنام توشانقر « 2 » اردو زديم ، در اينجا رود به سمت شمال تغيير مسير مىداد و آب ناچيزى داشت به نحوى كه به سختى مىشد آن را يك رود ناميد . آب تقريبا همسطح با كنارهها پيش مىرفت و با وجود بارندگىهاى اخير عرض آن به 3 متر و عمق آن به 60 تا 90 سانتيمتر مىرسيد ، همه اينرا اترك مىناميدند . در تمام طول راه و بر كنارهء اين رود
هامش
( 1 ) -Tangli، در فرهنگ آباديهاى ايران جزء گنبدقابوس ضبط شده است . ص 109 فرهنگ مزبور .
( 2 ) -Taushankirدهى از دهستان حومه بخش مركزى شهرستان گرگان است . فرهنگ جغرافيائى ايران ، جلد 3 .