انسانى را نديدم و تا آنجا كه فهميدم در سالهاى اخير فقط چند خانوار ايرانى در ساحل جنوبى آن مستقر شده بودند . اگر به چشم خود اترك را نديده بودم ، بىشك اين منطقه را با برداشتهاى نادرستى از چگونگى مرز در اين ناحيه ترك مىكردم . خيال مىكردم كنارهء جنوبى اترك سفلى را يموتهاى ايرانى در اشغال دارند و ابههاى آنان به ترتيب در يك رديف و كنار هم تمامى پايين رود را دربرگرفتهاند . بعد از ورود دريافتم كه فقط 20 خانوار ايرانى در ابه كوچكى در تنگلى بر كنارهء جنوبى رود زندگى مىكنند و ابه ديگرى نيز تحت سرپرستى شيخ نظر در سه ميلى غرب آن قرار دارد كه ما در دهكدهء اخير مستقر شديم . لازم است كه تمام مسافرانى كه در آينده در اين سمت حركت خواهند كرد بدانند كه در كنارهء جنوبى لا اقل يك دهكدهء ايرانىنشين وجود دارد و قبل از اينكه در زمينهاى خشك و بىآب و علف واقع در شمال گرگان روان گردند ، مىتوانند محلى براى استراحت داشته باشند . بعد از ورود به اين دهكده نيز درخواهند يافت كه آذوقهء مورد نياز خود را فقط با وارد شدن به قلمرو روسها مىتوانند تهيه كنند كه اين خود مستلزم داشتن رواديد و اجازهء ورود به خاك آن كشور است .
در توشانقر به يك آبادى واقع در كنارهء شمالى رود كه ساكنان آن اكثرا خواجه بودند برخورديم و تعدادى از ساكنان آن آمدند و به ما خوشامد گفتند . خواجهها يا سيدها در تمامى ايران پراكندهاند ، به عنوان يك قاعدهء كلى كار نمىكنند و مردم وسايل معيشت آنها را فراهم مىآورند . خواجههاى تركمن نيز مانند سايرين بوده از اين امر مستثنى نيستند . يكى از آنها با وجود اينكه سند قديمى در دست داشت و حقانيت او را مىرساند كه يك خواجه است و بايد از دادن ماليات معاف باشد ، با اينحال روسها به اين امر توجه نكرده و او را ملزم به پرداخت مىنمودند . در هندوستان نيز سيدهاى زيادى زندگى مىكنند كه يا از حكمرانهاى سابق برگه معافيت پرداخت ماليات گرفتهاند و يا صرفا به خاطر سيد بودن از دادن آن سر باز مىزنند . اگر ما نيز همانند روسها عمل مىكرديم و اين عده را به پرداخت ماليات ملزم مىساختيم ، بىشك درآمد ساليانهء هندوستان به نحو قابل ملاحظهاى افزايش مىيافت .
اردوگاه بعدى ما 11 ميل به سمت غرب و نزديك به خط تلگراف و در چهار ميلى جنوب كه يك رشته تپهء كوتاه كه به آن سنگر تپه مىگفتند قرار داشت . طول اين رشته تقريبا دو ميل بوده و تقريبا از سمت شرق به غرب كشيده شده بود ، روى آن تعدادى آجر شكسته كه بقاياى يك پست مرزى قديمى بود به چشم مىخورد . هرچند كه روى نقشه رود اترك در 540 مترى اين تپه مشخص شده بود اما عملا از اينجا كه رود اترك و نه هيچ نهر يا مرداب ديگر به چشم نمىخورد ظاهرا رود بستر خود را تغيير داده و به سمت شمال
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 242
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٤٢