قابل اعتمادى هستند و به عهد خود وفا مىكنند . يك ارمنى روس بود كه مىگفت هميشه مبلغى را از قبل براى پيشخريد اجناس از قبيل پوست ، نمد ، گوسفند . . . از يموتها در اختيار آنان مىگذارد و آنها نيز مدت زمانى بعد نسبت به تحويل اجناس خريدارىشده اقدام مىكنند . او در تمام مدتى كه با يموتها معامله و دادوستد داشته بود ، هرگز از آنها نادرستى و بدقولى نديده بود ، با تمام اين تفاسير ، برشمردن تمامى اين صفات خوب هيچ از ترس و وحشتى كه از يموتها بر جان ما مستولى بود نكاست . دو يزدى همراه ما آنقدر در وحشت و ترس بودند كه حتى يك قدم هم جدا از ما برنمىداشتند و به همين خاطر نيز خيلى ضعيف و نحيف شده بودند . اصولا يزدىها در ايران به ترسو بودن ضرب المثل هستند ، حتى در قواى نظامى ايران نيز اين امر به عنوان يك اصل مورد قبول واقع شده است و يك هنگ از يزدىها كه مدت زمانى پيش تشكيل شده بود به دلائلى از اين قبيل منحل گرديده بود .
آنطور كه نقل مىكردند ، بعد از منحل شدن اين هنگ افراد آن مرخص شده بودند در يادداشتى از شاه ايران درخواست كردند تا ترتيب حفاظت و رسانيدن آنها را تا شهر يزد بدهند ، زيرا آنها 800 نفر بيشتر نيستند و نمىتوانند به تنهايى حركت كنند « 1 » !
يزد شهرى است در جنوب ايران ، با اينهمه سه نفرى كه از هنگ شاهرود كه شهرى است واقع در شمال اين كشور همراه ما بودند در ترسوئى دست كمى از همراهان يزدى ما نداشتند . بسيار جالب و خندهآور بود ، وقتى كه ديدم اين سه نفر در برخورد با سوارانى كه پيروزمندانه از غارت به دهكده بازگشته بودند با چه حالت ترس و وحشتى سراسيمه به اردوگاه وارد شدند ، بدون اينكه لحظهاى از خود بپرسند كه چرا مىدوند و از چه چيزى در هراسند . بهرحال ايرانيان در گذشته و در رويارويى با تركمنها صحنههاى مشابهى از اين قبيل را آفريدهاند و بىشك در آينده نيز در صورت بروز هرگونه برخوردى با آنها چنين واكنشى را از خود نشان خواهند داد . تركها و كردها تنها افرادى در شمال ايران هستند كه مىتوانند رودرروى تركمنها بايستند و به غير از آنها كس ديگرى توان آن را ندارد .
از كاپلانتپه 8 ميل به سمت غرب پيموديم تا به يارمتپه رسيديم . روز برگزارى مسابقات 15 نوامبر 1894 م . بود كه قرار بود در اين محل برگذار شود . نزديك به سى اسب در محل گرد آمده بودند . بسيارى از افراد قانيوخمز در حال تغيير جا و شخمزدن زمينهايشان بودند . از تيرهء ايگدر سه يا چهار نفر براى اين منظور حضور يافته بودند و بقيه بخاطر آنكه در نواحى مرزى با گوكلانها مستقر بودند از ترس هجوم و غارت اموالشان در مدت غيبت از
هامش
( 1 ) - اينكه مؤلف كتاب يزدى و شاهرودى و . . . را ترسو اعلام كرده درست نيست . در جنگ حاضر جوانان كمتر از پانزده سال از اين شهرها را ديدهايم كه دلاورانه از ميهن اسلامى خود دفاع كردهاند . م .