طرف گوكلانها دهكدهء خود را ترك نكرده بودند . در نتيجه با اوضاع بسيار آرام و قابل كنترل مواجه شدم . يموتها نيز همانند گوكلانها ترتيب چگونگى برگزارى مسابقات را داده بودند ، آنچه من بايد انجام مىدادم ، توزيع جوائزى بود كه از قبل به قرار زير تعيين شده بود .
نفر اول 4 تومان
نفر دوم 5 / 2 تومان
نفر سوم 5 / 2 تومان
نفر چهارم 1 تومان
نفر پنجم 6 قران
نفر ششم 4 قران
نفر هفتم و هشتم 2 قران
همين كه مسابقات به پايان رسيد ، تمامى مردان و جوانان دهكده كه شمار آنان به 60 تا 70 نفر مىرسيد در محل اردوگاه ما جشن گرفتند و به نظر مىرسيد كه خيلى هم لذت بردهاند . پيرمردى ريشسفيد كه با شترهايش در راه به نواحى سرسبز بود ، بعد از ظهر بما رسيد و براى نوشيدن چاى و لحظهاى استراحت به درون اردوگاه آمد . پيرمرد مىگفت ، از وقتى كه بچهاى بيش نبودم ، تاكنون كه موهاى سرم سپيد شده است ، هرگز چادرهاى سفيد را در اين منطقه نديده بودم ، و اكنون كه اين چادرها را در اين ناحيه برافراشته مىبينم با محيط اطراف به شدت احساس غربت و ناآشنايى مىكنم . دوست داشت به خود بقبولاند كه ما فقط مسافرينى هستيم كه براى ديدار به اين ناحيه آمدهايم و قصد تصرف زمينهاى اين نواحى را نداريم اما ته دلش هنوز نمىتوانست اينرا باور كند .
يارمتپه يك ابه متعلق به چومورهاى قانيوخمز بود . يارم يعنى نصف و نيمى از اين تپه نيز در اثر جريان رود قرهسو در پاى آن شسته شده بود ، با اين حال هنوز بخش بزرگى از تپه بر جاى بود و من نيز روى آن به مطالعه و بررسى پرداختم . تعداد زيادى كوزهء گلى كه در فارسى به آن خم مىگويند و بسيار شبيه به چاتى در هندوستان است در كنار رودخانه و نزديك به 9 متر پايينتر از بالاى تپه دفن شده بود و چيزى جز خاك در آنها نبود . چند آجر نيز به چشم مىخورد و تكههاى كوزهء شكسته صدر تا ذيل تپه را پوشانده بود . چند تكه استخوان كه گمان مىرفت متعلق به انسان باشد و لايههايى از خاكستر نيز ديده مىشد ، هيچگونه نشانهاى از كارهاى سنگى به چشم نمىخورد . اگر يارمتپه نيز مانند بسيارى ديگر از تپههاى پراكنده در گرگان تل خاكى ساختگى بيش نباشد از حفارى و كاوش در آن چيز زيادى عايد نخواهد شد .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 229
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٢٩