خرابتر است ، به نحوى كه مردم ناچارند تمامى محصول و همهء داروندار خود را بفروشند تا بتوانند جوابگوى بار مالياتى سنگين حكومت ايران باشند . از اينها گذشته كسى از يموتها جرأت نمىكرد به سنگر نزديك شود ، كمى پيش يكى از آنها را در اين راه به قتل رسانده بودند و از ديگران نيز كسى ياراى اين را نداشت كه پا ، جاى پاى وى بگذارد .
يكى از خانهاى يموت تيرهء ايگدر قرار شد تا براى همراهى كاروان با آن همراه گردد . بعد از بازگشت اين كاروان افراد از خطرهاى متعددى كه در راه با آن مواجه شده بودند گفتنىها داشتند . اول از همه به دستهاى از گوكلانها برمىخورند كه تعدادى شتر را از يموتها گرفته و با خود مىبردند ، اينان وحشت كرده بودند كه نكند آسيبى متوجهء آنها باشد ، در همين حين همراه يموت آنها به سرعت خود را در نيزارها رسانده و از چشم گوكلانها خود را مخفى مىسازد . گوكلانها نيز كه ظاهرا پى برده بودند كه اين كاروان متعلق به ماست بدون هيچگونه گزندى اجازهء عبور را به آنها مىدهند . كمى آنطرفتر آنها به يك گروه از يموتها در حال تاخت برمىخورند و در حالىكه بسيار وحشت كرده بودند ، سراسيمه به جانب اردوگاه رو مىنهند ، به نحوى كه در موقع ورود به اردوگاه ديگر حال و رمقى برايشان باقى نمانده بود . بلافاصله بعد از رسيدن اين كاروان و فراهم آمدن آنچه كه لازم داشتيم ، گوسنفدى كشته و مهمانى شامى به افتخار نوبت خان و دارودستهء وى ترتيب داديم . هنگام صرف شام نوبت خان به كاكى سردار به آهستگى گفت كه گروهى برآنند تا هدف معينى را چپاول و غارت كنند و اين صحبت به همين صورت و مانند يك راز پوشيده ماند .
صبح روز بعد با سر و صدا و هياهوى تركمنها كه تفنگ بدست داشتند و شليك مىكردند از خواب پريديم . دو تن از سربازان ايرانى كه در آنموقع در دهكده بودند ترسيده و با عجله به اردوگاه بازگشتند ، از صداى شليكها چنان برمىآمد كه اين غارت با موفقيت به انجام رسيده و مردم دهكده در حال تدارك جشنى به همين خاطر هستند . مردان اصلى گروه با تعداد زيادى گوسفند كه به غنيمت گرفته بودند از راه رسيدند و ما متوجهء تمامى داستان شديم . خبر به اين ناحيه رسيده بود كه چند گله از گوسفندان متعلق به گوكلانها براى چرا به نزديكى قلمروشان هدايت شدهاند ، لذا آنها نيز تصميم گرفتند تا آنها را غارت كرده و از آن خود سازند . سردستگى اين گروه را دوست ما مراد خان و ميزبان ما كه ديروز دهكدهء او را ترك گفته بوديم بر عهده داشت . كلا 60 نفر براى انجام اين امر گرد آمدند ، پنجاه نفر از يموتهاى قانيوخمز از هر دو دستهء چومور و چاروا و 16 نفر نيز از گرايلىهاى حاجيلر ترك ساكن سنگر بودند . اينطور شايع شده بود كه اين يموتهاى چاروا يا دامدار
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٢٤