تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
فرا رسيدن زمستان به اين ناحيه باز خواهند گشت . افراد تيرهء ايگدر در زمين‌هاى نزديك ويرانه‌هاى جرجان و طايفهء قان‌يوخمز در منطقهء محصور بين دو رود گرگان و اترك مستقر بودند . هر دو طايفه مقدار زيادى هيزم براى مصرف زمستان خود در نزديكى امامزاده انباشته كرده بودند و مىگفتند بخاطر تقدس اين محل هيچ طايفه‌اى مبادرت به دزديدن آن نمىكند . فكر مىكردم كه يموت‌ها همه با هم متحدند . بين طوايف آنها كدورت و دشمنى و رقابتى نيست ، اما واقعيت جز اين بود ، ايگدرها و قان‌يوخمزها هر دو قصد داشتند تا به منطقهء تحت اشغال كوجوك‌ها بروند و آنها را مجبور سازند تا به سمت غرب كوچ كنند . ظاهرا كسى جرأت نداشت تا از ابه خود بدون اسلحه به دهكدهء بعدى برود و همگى آنها نيز به تفنگ‌هاى بردن مسلح بودند . اين دشمنىها و چشم و هم‌چشمىها خود مسأله‌اى در راه چگونگى برگزارى مسابقات بود ، به ميان ايگدرها رسيديم . اصرار داشتند كه مسابقات به صورت محلى براى خودشان انجام شود و وقتى كه به ميان قان‌يوخمزها رفتيم ، آنها مىگفتند كه نمىخواهند با كوجوك‌ها مسابقه بدهند . قبلا گفته بودم كه مراد خان رئيس چومورهاى تيرهء قان‌يوخمز است . در اينجا بايد اضافه كنم كه يموت‌ها كلا به دو شاخه تقسيم مىشوند . چومورها « 1 » و چارواها « 2 » . چومور به آنهايى اطلاق مىشود كه كشاورزند و از راه زراعت زندگى مىگذرانند . اينان بخش ساكن و يكجاماندنى اين قبيله را تشكيل مىدهند . حال آنكه چارواها مردمى گله‌دارند و يك جا بند نمىشوند و تقريبا از استقلال بيشترى برخوردارند و نسبت به دستهء اول شناخته‌شده‌ترند . اينها همان يموت‌هايى هستند كه اكثر ناراحتى و دردسرها از چشم آنها ديده مىشود . بخاطر كمبود علفزار در اين ناحيه چارواها در دامنهء حاشيهء جنگل و دشتى كه تا پاى تپه‌ها به سمت جنوب پيش مىرود مستقر شده بودند . زمانى كه فصل باران آغاز مىشود ، آنها نيز مجددا به زمين‌هاى بازبين گرگان و اترك كوچ مىكنند . رود گرگان در ناحيهء گنبدقابوس مانند بالادست خود در دره‌اى پيش نمىرفت و در بستر باريكى با عمقى برابر با 9 متر در جريان بود و كمى آنطرفتر از ديد پنهان مىگشت . هر دو كنارهء رود لخت و بىحاصل افتاده بود و تك‌وتوك در آن درختانى به چشم مىخورد . بطور متوسط آب يك متر و 20 سانتيمتر تا يك متر و نيم عمق و 6 متر عرض داشت و فقط در بعضى از قسمت‌ها بود كه به سختى مىشد از آن گذشت . برزگترين مشكلى كه در اينجا با آن مواجه بوديم تهيهء آذوقه بود . تنها خوراكى كه
هامش
( 1 ) -Chumur. ( 2 ) -Charwa.