بناى عظيم
بنام خداوند بخشندهء مهربان اين بناى عظيم در دورهء حيات امير شمس المعالى ، امير ، پسر امير ، قابوس ، پسر وشمگير ، در زمان حياتش و به دستور وى به سال 397 هجرى قمرى برابر با 375 هجرى شمسى بنا گرديد .
اگر 622 سال ميلادى را به 375 هجرى شمسى اضافه كنيم ، ساخت اين بنا به تاريخ ميلادى بدست مىآيد كه سال 997 م . است . در اين سال قابوس حكومت جرجان را پس از مرگ فخر الدوله ديلمى بار ديگر از آن خود ساخت . شمس المعالى لقبى بود كه خليفهء بغداد الطائع لله « 1 » ( 973 تا 991 م . ) به قابوس اعطاء نمود . اينكه در آن دوران چه كسانى در جرجان زندگى مىكردند ، دقيقا بر من روشن نشد . براساس روضة الصفا كه تاريخ معتبرى است كه به قلم محمد خاوند شاه « 2 » در اواخر قرن پانزدهم تدوين گرديده است .
جرجان منطقهاى بسيار حاصلخيز ، پرجمعيت و رو به گسترش بوده و براى خود خانات يا حكومت مستقلى بدست قابوس در حدود 1000 ميلادى داشته است . خانوادهء قابوس از يك قرن پيش از وى بر اين ناحيه حكومت مىكردند . بعد از اينكه قابوس بدست تنى چند از بزرگان جرجان به قتل رسيد ، پسر او منوچهر به حكومت گماشته شد . منوچهر دختر محمود غزنوى « 3 » را به زنى گرفت ، اما دقيقا مشخص نيست كه او به چه طايفهاى تعلق داشته است .
كنارههاى رود گرگان به كلى از سكنه خالى بود ، مىگفتند كه مردم به زودى با
هامش
( 1 ) - طائع لله ، عبد الكريم بن مطيع ابن مقتدر ، بيست و چهارمين خليفهء عباسى ( جلوس 363 ه . ق . خلع 381 و فوت 393 ه . ق ) مردى سخت حيلهگر و تندخو بود . خلافت او 19 سال و 9 ماه و 6 روز به طول انجاميد . بدستور بهاء الدوله بن عضد الدوله از خلافت خلع گرديد ص 1057 فرهنگ معين ، بخش اعلام .
( 2 ) - محمد بن خاوند شاه بن محمود ( فوت 903 يا 904 ه . ق ) معروف به ميرخواند ، مولف تاريخ « روضة الصفا فى سيرة الامناء و الملوك و الخلفاء » . از نجيبزادگان بلخ و مورد توجه امير عليشير نوائى قرار گرفت و كتاب روضة الصفا را كه تاريخ عمومى عالم از به دو خلقت تا زمان خود اوست به نام امير عليشر نوشته است . روضة الصفا هفت جلد است كه بطبع رسيده . رضا قلى خان هدايت 3 جلد ديگر بعنوان تتمه بر آن افزوده و تاريخ سلسلههاى بعد از او را تا زمان خود نقل كرده است . ص 2069 و 631 فرهنگ فارسى معين بخش اعلام .
( 3 ) - معلوم نشد منظور مؤلف كتاب از اين جمله چيست چون اگر مراد ، محمود غزنوى باشد ، او پسر سبكتكين موسس سلسلهء غزنوى است كه دربارش مركز شعرا بوده و هند را فتح كرده و نسبت به استاد طوس بىمهر بوده است ، بر امراى سلسلهء صفارى ، سامانى ، آل زيار ، و آل بويه غلبه كرد . ص 1253 فرهنگ فارسى معين ، بخش اعلام .