مىكند ، تيرها به پلنگ اصابت مىكند و بز كوهى نيز فرصتى مىيابد تا فرار كند .
شكارچى مىگفت كه پوست را به كمتر از ده تومان نخواهد فروخت ، زيرا وى مىتواند همين پول و يا بيشتر از آن را از روسها كسب كند .
صبح روز بعد دوم نوامبر 1894 م . با پيمودن چهار ميل به سمت شمال يلىچشمه و عبور از يك گردنه در ارتفاع كم به درهء قرهبيل خان رسيديم . اين منطقه خشك بود و در آن تپههاى كوتاه با شيبهاى تند قرار داشتند ، به اولين ابه كه رسيديم ، اردوگاه خود را بر پا كرديم ، به اين ده ، عرب « 1 » مىگفتند كه نام شاخهاى از تيرهء قرهبيل خان بود . در سرزمينى قرار گرفته بوديم ناهموار ، تپهاى و بدون درخت و آب كه رشته كوه داغ و قرناوه آن را دربرگرفته بودند ، اگر به نواحى شمالى قلمرو گوكلان سفر نكرده و آن مناطق را نديده بودم ، احساس مىكردم كه آن نواحى نيز همانند دهانهء گرگان سرسبز و جنگلى است ، هرچه بيشتر به سمت شمال و دامنهء جنوبى رشتهكوهها پيش مىرويد درمىيابيد كه زمين خشكتر مىگردد ، و كوههايى كه در بين گرگان و اترك واقعند بسيار لخت و به رنگ قهوهاى و فاقد آبند .
بلافاصله بعد از ورودم به عرب ، قربان خان يكى از خانهاى تيرهء قرهبيل خان همراه با بيست سوار براى خوشامدگويى به ديدار ما آمد ، با چاى و چند رقم نوشيدنى ديگر از آنها پذيرايى كرديم ، سپس آنان از ما خداحافظى كرده و بازگشتند . در همين اثنا ملابخش به درهء قرناوه رفته بود تا با قليچايشان رهبر مذهبى گوكلانها ديدار كند . درهء قرناوه از سمت شمال درهء قره بيل خان را قطع مىكند و در واقع اينجا شمالىترين نقطه از قلمرو تحت سكونت گوكلانهاست و در آن تيرهاى از گوكلانها بنام شيخ خواجه كه سيد و از اولاد پيغمبرند به شمار 200 تا 500 خانوار سكونت دارند . دهكدهء ايشان چيزى به عنوان ماليات نمىپردازد حال آنكه در دهكدههاى ديگر هر خانوار موظف به پرداخت 5 / 2 تومان در سال است كه از مقدار 5 / 4 تومان در سال مقرر براى اكثر خانوارها در ايران كمتر است .
قليچ ايشان نه تنها در بين گوكلانهاى ايران نفوذ زيادى داشت بلكه در خيوه ، قرهقلعه و چندر در قلمرو روسيه نيز در بين مردم ، از مقام بالا و خاص برخوردار بود . او به ملابخش گفته بود كه 15 سال پيش در خيوه بوده ، و تعداد خانوارهاى قبيلهء گوكلان را كه در آن ديار زندگى مىكنند 500 ذكر كرده بود . در موقع وارد شدن ملابخش قليج ايشان سخت سرگرم نظارت بر كار ساخت مدرسهاى بوده ، اين مدرسه تقريبا تنها بناى دائمى و
هامش
( 1 ) - در فرهنگ آباديهاى ايران جزء گنبدقابوس ضبط شده است . ص 310 فرهنگ مزبور .