از خيوه بازگشتهاند و در چغليق « 1 » در نقطهء شروع درهء قرهبيل خان جاى داده شدهاند ، اينها خود نشانههايى است از اينكه به چه راحتى هنوز هم كوچ كردن خانوارها از اين سوى به آن سوى مرز و بالعكس انجام مىگيرد .
مسير ما از بايندر به بعد شيب زياد تندى نداشت و در هر ميل نزديك به 15 متر به ارتفاع ما افزوده مىشد ، بايندر 180 متر ارتفاع داشت حال آنكه ارككلى در 330 مترى از سطح دريا قرار گرفته بود ، در 6 ميلى كه بعد از يلىچشمه پيموديم در هر مايل نزديك به 30 متر بر ارتفاع ما افزوده مىگرديد ، مسير ما به سمت شمال شرق به طرف بالاى دره و از پشت يك قبرستان قديمى متعلق به گرايلىها و تعدادى ابههاى كوچك مربوط به ارككلىها و قاىها گذشت تا اينكه به يلىچشمه رسيديم و اردوگاه خود را مستقر ساختيم . دريافتم كه اين چشمه سرآغاز واقعى رود نيست . زيرا يك ميل و نيم كه به سمت بالاى دهكده پيمودم به چشمهء ديگرى در پاى درختان چنار تنومند رسيدم و يك ميل ديگر هم كه بالاتر رفتم به چشمهء ديگرى كه به آن ديلمه « 2 » مىگفتند برخوردم . اين سه چشمه منابع اصلى و دائمى رود گرگان را تشكيل مىدادند ، حال آنكه دره باز هم فراتر از آنها پيش رفته و ادامه مىيافت . مىگفتند كه دو فرسخ آنطرفتر به سمت شمال شرق جاده ابتدا به سوق « 3 » و سپس به اينچه ، سملقان و بجنورد مىرود . گلى داغ كه در دامنهء جنوبى آن يلىچشمه و چشمههاى ديگر قرار دارد ، رشتهاى است از كوههاى صخرهاى كوتاه به رنگ تيره ، روى اين تپهها اصلا درخت يا جنگلى به چشم نمىخورد ، اما روى تپههايى كه در سمت جنوب قرار داشت تعدادى بلوط و يا درختان ديگر ديده مىشد ، به نظر مىرسيد كه ما نيز در مرز شمالى مناطقى باشيم كه جنگل در آنها يافت مىشود . ظاهرا آخرين آبادى گوكلاننشين در اطراف همان چشمهء ديلمه است و قلمرو تحت نفوذ اين قبيله در اين سمت در اينجا خاتمه مىيابد .
در يلىچشمه يك شكارچى گوكلان را ديدم كه پوست پلنگى را كه شكار كرده بود در دست داشت . از حرفهاى او چنين معلوم مىشد ، كه شكارچى و پلنگ همزمان در كمين تعدادى بز كوهى بودهاند ، بدون آنكه از وجود يكديگر مطلع باشند . ابتدا پلنگ به يك بز كوهى حملهور مىشود ، در اينجاست كه شكارچى متوجه او شده و به سمت او شليك
هامش
( 1 ) -Chiklik، دهى از دهستان گوكلان بخش مركزى شهرستان گنبدقابوس است . فرهنگ جغرافيائى ايران ، جلد 3 .
( 2 ) -Dilma.
( 3 ) -Sugh.