تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
غيرموقت در ده وى محسوب مىشد . كار ساختمان اين مدرسه را دو بنا بر عهده داشتند كه بايد تقريبا همهء كارها را نيز خود مىكردند . لذا پيشرفت كار خيلى كند بود . ايشان در آلاچيق خود كتابخانهء نسبتا خوبى داشت كه بيشتر كتابهاى آن را قرآن و كتابهاى مذهبى ديگرى تشكيل مىداد كه پيروان وى به او هديه كرده بودند ، چند كتاب چاپ بمبئى هم بود كه مىگفت در بخارا خريده است . از اردوگاهمان در عرب چهارده ميل به سمت پايين در درهء قره‌بيل خان پيش رفتيم تا مجددا به دشت وارد شديم . قسمت بالايى دره از درختان توت كوتاه پر بود ، اين درختان را بخاطر برگ آن براى پرورش كرم ابريشم ، كاشته بودند . اين اولين نشانه از توليد ابريشم و رواج اين صنعت در بين گوكلان‌ها بود ، كمى پايين‌تر دوباره زمين خشك و بدون آب و علف مىگرديد . در دهى بنام گكچه « 1 » كه در آن شاخه‌اى از تيرهء قرخ زندگى مىكردند اردو زديم ، اين ده در زمينى باز و در محل تلاقى رودسارىسو و رود گرگان در پايين‌دست بايندر واقع شده است . سارىسو از دو درهء قرناوه و قره‌بيل‌خان سرچشمه مىگيرد . در شمال و شمال غرب گكچه رشته‌اى پست از تپه‌ها كه به آن تبه‌شى « 2 » مىگفتند قرار گرفته بود ، اين رشته از رشتهء قرناوه در شرق جدا مىشد و به طرف غرب در زمين بازى پيش مىرفت و از ارتفاع آن به سرعت كاسته مىشد . در پشت اين رشته ، قلمرو يموت‌ها قرار داشت ، تمام زمين‌هاى واقع در شمال رود گرگان يكدست خشك و بىحاصل افتاده بود و به نظر مىرسيد كه فاقد آب باشند ، به اين زمين‌ها چول « 3 » مىگفتند . رود سارىسو حد شمالى آب در اين منطقه است و به غير از چند چشمه در تمام طول راه تا اترك ديگر آبى به چشم نمىخورد . در نزديكى دهكده اردو زديم ، نزديكىهاى غروب ملابخش همراه با چند تن از دستيارانش و همچنين محمد خان براى ديدن دهكده رفتند . زنان تركمن همگى محمد خان را مورد نوازش و محبت قرار داده و او را پسر خود خواندند . محمد خان از مواجه شدن با چنين وضعى چنان جا خورده بود كه چيزى نمانده بود پا به فرار بگذارد . لباس تركى كه ملابخش به تن داشت بسيار آنها را مجذوب كرده بود ، به نحوى كه اصرار مىكردند آن را از تن بدر آورده تا آنها خوب آن را از نزديك ببينند ، به نظر مىرسيد كه اين مردم بسيار كنجكاو باشند ، ظاهرا لباس‌هاى تركى و اروپايى در اين ناحيه بسيار كمياب بود و بندرت يافت مىشد .
هامش
( 1 ) - گوكچه يا لگچه جزء گنبد قابوس آمده است . ص 411 فرهنگ آباديهاى ايران . ( 2 ) -Tapashi. ( 3 ) - چول معنى صحرا و بيابان را ميدهد . نقل از فرهنگ معين .