از بايندر در طول شمال رود گرگان به سمت بالا 10 ميل ديگر پيموديم تا به ارككلى « 1 » محلهاى كه يكصد خانوار از تيرهاى به همين نام در آن زندگى ميكردند رسيديم .
بستر رود به سرعت تنگ مىشد ، دشت را پشت سر گذاشته و به تپهها وارد شديم . هر كجا كه بستر رود به اندازهء كافى پهن مىگرديد كشت برنج امكانپذير مىگشت ، اما زمينهاى شيبدار دو طرف رود را خاك خشكى دربرگرفته بود و چيزى در آنجا سبز نمىشد ، فقط يك بار و آن هم وقتى كه يك ميل از ارككلى گذشته بوديم و دهانهء درهء قاى « 2 » را نيز در جنوب قطع كرديم ، چشم ما به تپههايى پوشيده از جنگل افتاد ، اما همين كه به طرف شمال به راه خود ادامه داديم ديگر اثرى از جنگل نيافتيم .
دو جويبار قاىويلى چشمه پس از پيوستن به يكديگر به طرف گرگان ادامه مىيابند ، رود حاصل از ابتداى درهء نسبتا عميقى در پاى تپههايى مرتفع سرازير شده و به طرف دشت و به سوى بايندر جريان مىيابد . مىگفتند كه حدود 5 يا 6 سال پيش تعداد 50 خانوار از ارككلىها به چندر « 3 » در خاك روسيه كوچ كردند ، همچنين گفته مىشد كه بعد از اشغال اخال از طرف روسها چندين مهاجرت از اين نوع از طرف گوكلانها انجام پذيرفت .
وقتى كه اخال در اشغال تركمنهاى تكه بود ، هيچيك از گوكلانها جرأت نداشتند به آنجا پا بگذارند ، اما در حال حاضر گفته مىشد كه نزديك به 400 خانوار از آنها در قرهقلعه و 200 خانوار از آنها در چندر ساكن هستند ، از يكى از تيرههاى گوكلان بنام جركس « 4 » 200 خانوار و از تيرههاى قاى و ارككلى نيز خانوارهايى بدنبال آنها به قلمرو روسيه مهاجرت نمودهاند ، علت اين امر نيز آنست كه كه اينها در آن مناطق احساس امنيت و راحتى بيشترى مىكنند . ايرانيان مىگفتند كه علت مهاجرت اين افراد اختلافشان با ساير تيرههاى گوكلان و ناسازگارىشان با يكديگر بوده است ، اما دليل آن هرچه باشد از دست دادن اين خانوارها آن هم در منطقهاى كه جمعيت آن بسيار اندك و ناچيز است براى ايران يك امر جدى و مسئلهساز خواهد بود . نزديك به 70 يا 80 خانوار از گوكلانهاى تيرهء قاى بخاطر فشارهايى كه دولت روسيه نسبت به آنها روا مىداشت به ايران مراجعت كردند و سهام الدوله نيز آنها را در اينچه « 5 » سكنى داد . همچنين گفته مىشد كه 100 خانوار ديگر نيز
هامش
( 1 ) -Arkakli.
( 2 ) -Kai - Valley( 3 ) -Chandir( 4 ) -Gerkas( 5 ) - اينچه ، دهى از دهستان سملقان شهرستان بجنورد است . فرهنگ آبادىهاى كشور جلد 21 .