تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 203

مساهمون:

ص٢٠٣
اينكه 12 ميل آنطرف‌تر به رود گرگان رسيديم . چهار ميل بعدى را در ساحل رود تا مركز ناحيه بايندر پيموديم ، در اينجا خان دهكده يا رئيس ابه بيرون آمده و از ما استقبال كرد ، دهكده‌هاى گوكلان در تمامى طول راه گسترده بودند ، اينان بيشتر به تيرهءقرخ « 1 » تعلق داشتند ، مانند ساير نقاط تركمن‌نشين در اطراف دهات و محل سكونت گوكلان‌ها نيز درخت و باغ و آب و مزرعه‌اى وجود نداشت ، چادرهاى آنها نيز در زمين‌هايى لخت و عور برافراشته شده بود ، تنها فرقى كه گوكلان‌ها با ساير تركمن‌ها داشتند اين بود كه اينان چادرهاى خود را در رديف‌هايى بطور منظم برپا مىكردند ، در تمامى قبائل تركمن‌ها زن‌ها موظفند تا آب را از نزديكترين منبع ممكن به دهكده براى مصرف خانوادهء خود بياورند صرفنظر از اينكه فاصلهء آن نزديك يا دور باشد . رود گرگان در محلى كه ما آن را قطع كرديم ، حدود 6 تا 9 متر عرض و 15 سانتىمتر عمق داشت و خيلى آرام به سمت پايين در بسترى وسيع و عميق كه پهناى آن به يك‌چهارم ميل مىرسيد و حدود 30 متر از سطح اطراف پايين‌تر قرار گرفته بود جريان مىيافت . در محلهء بايندر كه ما در آن اردو زديم پنج ابه وجود داشت كه روى هم 100 تا 140 خانوار در آنها زندگى مىكردند و هر دو كنارهء رود گرگان را بعد از گذشتن از تپه‌ها در اختيار داشتند . بايندر به محلهء ثابتى اطلاق نمىشد ، بلكه منظور از آن تمام آبادىهايى بود كه تيرهء بايندر در آنها ساكن بودند . نزديكىهاى غروب مهمانى شامى در اردوگاه بر پا كرديم كه خان و تعدادى از همراهان و نزديكان وى در آن شركت داشتند و ظاهرا خيلى هم به آنها خوش گذشت . در محل دار الشفا تعداد زيادى مرد و زن و بچه ، تمام طول بعد از ظهر جمع شده بودند و امير الدين « 2 » نيز سخت به مداواى آنها مشغول بود . اينكه ما دكترى همراه خود در اردوگاه داشتيم به زودى به گوش همگان رسيد و آنها نيز فرصت را غنيمت شمرده و براى معاينه و مداوا به طرف اردوگاه ما روى آوردند . تمام مردم نسبتا فهميده بودند و بهره‌اى از خصوصيات شهرى بودن را داشتند ، خيلى به راحتى مىتوانستم از ميان آنها عبور كنم ، مثل اينكه در هندوستان و بين مردم آن ديار باشم . تركمن‌ها به پرده يا حجاب زنان خود به آن صورت كه در ساير نقاط ايران معمول است پايبند نيستند ، زنها نسبتا آزاد بودند و مردانشان در اين خصوص به آنها زياد سخت نمىگرفتند .
هامش
( 1 ) -Kirikh( 2 ) -amir - Ud - Din.