تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
از يموت‌ها يك اسب از آنها را بدزدد ، دو روزى از وى خبرى نشد تا اينكه در شب سوم با سر و صداى شليك گلوله‌ها از خواب پريدم ، و دريافتم كه اين مرد همراه با اسبى از يموت‌ها به دهكده بازگشته است ، حتما مورد اول كه قتل يك نفر از اهل گوكلان و ربودن تفنگ وى بود نيز به زودى به نحوى با انجام عمل متقابلى جبران مىگرديد . روز بعد از ورودم سوارى از راه رسيد و يادداشتى همراه داشت به اين مضمون كه سهام الدوله عنوان سردار اعظم را بخاطر خدمات شايسته‌اش در مرز با يموت‌ها از حكومت ايران كسب كرده ، همچنين پسر وى ايلخانى نيز عنوان امير تومانى را دريافت كرده است . بدين‌ترتيب اولين بار بود كه مىديدم نوجوانى در سن شانزده‌سالگى به مقام ژنرالى مىرسد . ابتدا يادداشت تبريكى به عنوان سهام الدوله و پسرش ارسال كردم ، سپس به همين مناسبت نيز مهمانى شامى برپا كردم كه حاكم و ميرزاى وى نيز در آن شركت جستند ، همچنين قرار گذاشتيم تا مسابقه‌اى براى گوكلان‌ها ترتيب دهيم و جوائز را نيز خود من اعطا كنم . بعد از اين سرهنگ ديگر در برابر درخواست ما مبنى بر ديدار از نواحى خارج از قلمرو گرگان مانند گذشته مخالفت نكرد و قبول كرد تا ما براى ديدن از سرچشمهء رود گرگان در يل‌چشمه « 1 » عازم شويم ، سرهنگ به افتخار ما مهمانى شامى برگزار نمود . با سرهنگ براى ديدن تخت رستم ، محلى كه روى نيله‌كوه « 2 » واقع در جنوب چقر و به فاصله‌اى تقريبا مساوى از پايين تا قلهء آن قرار دارد رفتيم . در اين محل چيز خاصى براى ديدن نبود ، فقط چاهى كه در صخره حفر شده بود به چشم مىخورد ، با اين حال موفق شدم تا منظرهء جامع و نسبتا كاملى را از قلمرو گرگان مشاهده كنم . برج مشهورى كه به آن گنبدقابوس مىگفتند در زمينى هموار و به طرف غرب ديده مىشد . در نزديكى چقر جنگل‌ها نيز هم پاى تپه‌ها پايان مىگرفتند و در تمامى زمينى كه از اينجا به بعد گسترده بود درختى به چشم نمىخورد ، همه‌جا را نيزارها و علفزارها پوشانده بودند ، تمامى منطقه بسيار مستعد و حاصلخيز به نظر مىرسيد ، فقط بايد جمعيتى در آن مستقر مىشدند و آن را به صورت يكى از ثروتمندترين نقاط ايران درمىآورند ، به غير از برنج كه به آبيارى نياز دارد ، توليد بقيه محصولات كشاورزى به صورت ديم امكان‌پذير است . تمام زمين‌هاى اين منطقه در اواخر پائيز به قدرى سرسبز و خرم بود كه انسان از ديدن آن بهار را به ياد مىآورد .
هامش
( 1 ) - دهى است از دهستان گوكلان بخش مركزى شهرستان گنبدقابوس فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 3 . ( 2 ) -Nilahkuh