گوكلانها مردمى كشاورز بودند و از نظر شيوهء زندگى چندان شباهتى به تركمنهاى بيابانگرد نداشتند ، اينان در همان چادرهاى نمدى تركمن زندگى مىكردند ، اما ديربهدير و بندرت ابه يا ده محل سكونت خود را عوض مىكردند و در نتيجه محلى كه آنها در آن به سر مىبردند بسيار كثيف و نامناسب مىنمود .
درون آلاچيقهاى آنها نيز وضع خوبى نداشت ، از قالىهاى زيبايى كه تكهها و ساريكها بر كف چادر فرش مىكنند و يا كيفهايى كه بر ديوار مىآويزند ، خبرى نبود ، علت اين امر ، فقر يا ندارى آنها نبود ، چون وضع خوبى داشتند . بعضى از سران آنها ثروت زيادى داشتند ، از آن جمله سبحان قلى خان رئيس ابههاى شغالتپه . مىگفتند كه وى سه زن دارد كه كلا براى آنها 1000 تومان ( 200 پوند ) پرداخته است ، براى هر دختر 100 تومان و زن بيوه 400 تومان پرداخت مىشد ، علت اينكه زن بيوه به بهاى بيشترى به فروش مىرسيد اين بود كه او خانهدارى ، مراقبت از گله و كارهايى را مىداند كه دختر جوان نمىداند .
حاكم مىگفت كه شمار گوكلانهاى ايرانى ، يعنى آندسته از گوكلانهايى كه در ناحيهء گرگان سكونت دارند و تحت حكومت سهام الدوله به سر مىبرند ، 900 تا 1000 خانوار است . ديگران مىگفتند كه شمار آنها به 1700 تا 2000 خانوار مىرسد ، درآمد ناحيهء گرگان را گفته مىشود كه مقدار ثابت و تعيينشدهء 6031 تومان ( 1202 پوند ) در سال است . اين مبلغ بايد توسط رئيس بجنورد جمعآورى شده و بعد از كسر 3000 تومان ( 600 پوند ) از آن براى پرداخت دستمزد 200 سوار گوكلان ؛ به خزانهدارى در استرآباد تحويل گردد .
تا آنجا كه من احساس كردم گوكلانها هميشه در ترس و وحشت دائمى از يموتها به سر مىبرند . هركس تفنگ خود را همراه داشت و هرگز آن را از خود جدا نمىساخت . تمام طول شب گروهى از نگهبانان در حفاظت و مراقبت از دهكدهها مىپرداختند و اگر ظاهرا نمىخوابيدند و تا صبح بيدار مىماندند ، نمىگذاشتند كسى هم چشم بر هم نهد . چند شبى را كه در آنجا چادر زده بوديم ، نزديك به 20 نفر نگهبانى از اردوگاه ما را به عهده داشتند ، آنقدر تا صبح سر و صدا كردند كه اصلا نگذاشتند بخواب رويم ، حتى در روز هم اجازه نمىدادند تا حيوانات ما براى چرا از ديد خارج شوند . تا حدى هم مىشد به گوكلانها حق داد كه اينقدر محتاط باشند ، درست 2 روز قبل از ورود ما يك گوكلان اهل چقر را براى گرفتن تفنگ وى با تير زده بودند ، همچنين يك ماديان و يك كره اسب نيز در همان شب ورود ما به سرقت رفته بود ، مورد اخير سر و صداى زيادى بر پا نكرد ، زيرا يكى از گوكلانها مصمم شد تا از دهكده بيرون رفته و براى گرفتن انتقام
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص٢٠٠