صبح روز بعد راه ما به سمت پايين و در درهاى باز و سبز به پهناى يك ميل يا بيشتر ادامه مىيافت ، دره باز و بازتر مىشد تا اينكه در محلهء چقر ، تپهها ديگر پايان مىگرفت ، از اينجا به بعد دشت بازى قرار داشت كه با شيب ملايمى به سمت غرب مىرفت ، تقريبا تمامى دره خالى و عارى از سكنه بود . خاك اينجا به نظر مىرسيد كه مرغوب و حاصلخيز باشد ، اما از آنجا كه كسى در اينجا زندگى نمىكرد ميلها زمين بلااستفاده و بيحاصل افتاده بود . در گذشته وضع اين گونه نبوده است ، در پنج ميلى پاييندست شغالتپه از ويرانههاى شهرك و قبرستان ديگرى كه به گرايلىها تعلق داشته است عبور كرديم ، و اينها خود نشانههايى است از اينكه در اين ناحيه زمانى جمعيت انبوهى زندگى مىكرده است ، همچنين تپههايى در اين منطقه وجود داشت كه روى آنها نشانههايى از دهكدههاى قديمى به چشم مىخورد ، بطور كلى به نظر مىرسد كه تركمنها در هر كجا كه رخنه مىكنند و ساكن مىشوند ، جز ويرانى و از بين بردن آثار بجاى مانده ، كار ديگرى نمىكنند .
هشت ميل بعد از شغالتپه به چقر « 1 » مركز ناحيهء گرگان رسيديم ، گرگان به ناحيهاى اطلاق مىشود كه گوكلانها و حكومت محلى آنان در آن سكنى دارند . در راه سرهنگ سلطان قلى خان حاكم گركان منصوب از طرف سهام الدوله در حالى كه يكصد سوار او را همراهى مىكردند ، از ما استقبال كرد و سپس ما را تا محل استقرار اردوگاهمان هدايت نمود ، افراد همگى تفنگهاى روسى بردن بر دوش داشتند كه مىگفتند به قيمت 20 تومان ( 4 پوند ) خريد و فروش مىشود ، به نظر مىرسيد كه گوكلانها در تهيهء سلاح كافى كمى مشكل داشته باشند ، اما بطور كلى آنها آنچه را از اين قبيل كه لازم داشتند از طريق يموتها فراهم مىكردند ، يموتها نيز به نوبهء خود آنها را از روسها خريدارى مىنمودند .
حركت ما در اين قسمت از راه تا چقر تا حدى باابهت و پرشكوه انجام گرفت ، گروههاى متعددى از گوكلانهاى ساكن دهكدههاى مختلف از راه مىرسيدند و من از ديدن آنها بسيار خوشحال بودم ، به نظر مىرسيد كه آنها تيرههاى بسيار متفاوتى از تكهها « 2 » ، ساريكها « 3 » ، ارسارىها « 4 » و ساير تركمنهاى ديگرى كه تا آنموقع ديده بودم باشند . بعضى از
هامش
- مردمانى بسيار مؤمن هستند و حلال و حرام را نيز خوب تشخيص مىدهند . م .
( 1 ) -Chakur، دهى از دهستان گوكلان شهرستان گنبد قابوس است فرهنگ جغرافيايى ايران جلد 3 .
( 2 ) -Tekke.
( 3 ) -Sarik.
( 4 ) -Ersari