گرائيلى ساكنين اوليهء اين منطقه بوده است . دو ميل آنطرفتر به اولين ابه يا دهكدهء تركمن گوكلان رسيديم ، در اين دهكده حدود سى چادر نمدى شبيه به لانهء زنبور كه تركمنها به آن آلاچيق مىگويند وجود داشت . بعد از اين ناحيه از ارتفاع تپهها كاسته مىشد و دامنههاى آنها نيز در دو طرف شيب كمترى مىگرفتند ، از درهء باز و سرسبزى مىگذشتيم ، تعدادى قرقاول و كبك سياه نيز به چشم ما خورد . در نزديكى شغال تپه يك گروه 12 نفرى از گوكلانها همراه با سردستهشان سوار بر اسب در انتظار ما بودند كه بعد از خوشامدگوئى و استقبال ، ما را تا درون دهكده نيز همراهى كردند . در اينجا دو دهكده وجود داشت ، يكى واقع بر كنارهء شمالى رود كه در آن 50 خانوار تركمن گوكلان در چادرهايى نمدى بسر مىبردند و ما نيز در نزديكى آن اردو زديم ، در كنارهء ديگر رود سى خانوار ايرانى كه تركمنها آنها را فارسيون مىناميدند ، درون كلبههايى زندگى مىكردند . افراد اخير سه سال پيش ، توسط سهام الدوله بجرم فرار از پرداخت ماليات از استرآباد به اينجا كوچ داده شدهاند ، در مقابل هريك از اين كلبهها يك سكو كه روى تيركهاى چوبى قرار گرفته و سقف آن نيز پوشيده شده بود قرار داشت . مىگفتند كه در تابستان هوا بسيار گرم است و از اين فضا براى خواب و استراحت و فرار از دست مگسها و پشهها كه تعداد آنها نيز زياد است استفاده مىكنند ، ارتفاع محل 285 متر بود . مردم اينجا به نظر نمىرسيد كه مانند ساير مردم ايران براى فرار از گرما در طول تابستان به تپههاى مجاور كوچ كنند . تركمنها مانند فارسيوانها براى خود سكويى نساخته بودند ، فقط به ايجاد سايبانى در برابر چادرهاى خود اكتفاء كرده بودند ، به هرحال تا اين زمان من در هيچيك از نواحى تركمننشين ايران چنين چيزى را مشاهده نكرده بودم ، جالبتر اينكه بر خلاف رسم معمول خود كه آلاچيقها را بطور پراكنده و جدا از يكديگر بنا مىكردند ، تركمنها در اينجا چادرهاى نمدى خود را در يك رديف و بطور منظم برپا كرده بودند .
در دهكدهء تركمنها يك مرار را ديدم كه در بهار صيد شده و آن را تربيت كرده بودند ، چند جفت شاخ گوزن عالى را هم ديدم كه تاجرى به قيمت هر من 5 قران خريده بود .
شنيدم كه يك تاجر ارمنى اخيرا در اينجا كاسبى خوبى كرده و تعداد زيادى پوست خوك را هريك به 3 قران و روغن گرفته شده از چربى خوك را حلبى در همين حدود خريده است ، ظاهرا تركمنها آنقدر خشكهمقدس نيستند و زياد حلال ، حرام سرشان نمىشود و مىتوانستند قبول كنند كه از شكار و فروش حيوانى حرام گوشت پولى بدست آورند . « 1 »
هامش
( 1 ) - البته اين نظر مؤلف كتاب درست نيست . تركمنها بنواحى شمال ايران بر خلاف نوشته نويسنده كتاب