سروكوهى بود .
در دهكدهاى بنام محمدآباد « 1 » اردو زديم . اين دهكده را مىگفتند كه 25 سال پيش بدست سهام الدولهء فعلى بنا نهاده شده است . از آنجا به دهى بنام خركى رفتيم كه ساكنان آن را اخراجشدگان از فيروزه تشكيل مىدادند . ترس از تركمنها به حدى جدى بود كه به سختى توانستم به آنجا راه يابم .
براى سه روز آذوقه با خود برداشتيم . شب اول را در محلى بنام گزآباد « 2 » در ساحل شمالى رود اترك اردو زديم . در اينجا سكنهاى نبود و زمينهاى آن را نيز مردمى از ناحيهء مانه به زير كشت برده بودند . اما از ترس تركمنها هنوز جرأت نكرده بودند كه در آنجا مستقر و ساكن شوند .
در ناحيه مانه به دستهء بزرگى از هوبره برخورديم و آنها را دنبال كرديم . اما از آنجا كه بسيار وحشى بودند نتوانستيم آنها را در تيررس خود قرار دهيم . تعداد زيادى قرقاول نيز در كنار اترك به چشم ما خورد . با اينهمه آنچه در آن روز نصيب ما گرديد ، عبارت بود از يك هوبرهء كوچك ، يك قرقاول ، يك مرغابى و يك بلدرچين ، در آن روز همچنين به يك گرگ و يك گراز برخورديم .
صبح روز بعد ، با پيمودن هشت ميل در كنارهء راست اترك به خركى « 3 » رسيديم . در اينجا 30 خانوار از كل 400 خانوار اخراج شده از فيروزه سكونت داشتند . آنها چهرههايى پريدهرنگ داشتند و از تب مالاريا در رنج بودند ، تمام مردان ، زنان و بچهها در بعد از ظهر صف كشيده و از ما تقاضاى دارو داشتند ، و ما نيز مقاديرى بطور مجانى به آنان داديم . به نظر مىرسيد كه با بهبود قطعى بيماران كنونى و سپس پاكسازى كل محيط بقيه ساكنان از ابتلاء به آن در امان و مصون بمانند .
درهء اترك در اينجا يك ميل پهنا داشت و بسيار مسطح بود و خاك نيز كه پوشيده از نىهاى كوتاه ، خارشتر و علفهايى كه تا 60 سانتيمتر قد داشتند بسيار حاصلخيز به نظر مىرسيد . طرفين رود شيب تندى داشت و پنهاى آب به 9 متر و عمق آن به 60 سانتيمتر مىرسيد . اين رود در ته دره مىپيچيد و عبور از آن بسيار مشكل بود .
هامش
( 1 ) - محمدآباد دهى از دهستان مانه است و مانه بخشى از شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 .
( 2 ) - گزآباد دهى از دهستان مانه شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .
( 3 ) - خركى دهى از دهستان مانه شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .