مشاهده شده است مردان سهام الدوله نيز كه دستور اكيد داشتند و مسئوول حفظ جان و تدارك ما يحتاج ما بودند ، اجازهء ورود به آن قسمت را از من دريغ داشتند . رئيس مقرر داشته بود كه مسير سفر من ، از نواحى و دهكدههاى پرجمعيت باشد . حال آنكه آنجا كه شكار يافت مىگرديد و مىشد تفريح كرد خارج از اين مناطق بود . بناچار مجبور شدم تا عليرغم ميل خود را هم را بسوى جنوب ادامه دهم و ببرها را به حال خود واگذارم .
در ارتفاع 1440 مترى از كتلپشن عبور كرديم و سپس به سمت درهء پشن سرازير شديم . در اينجا به يك گراز پير و وحشى برخورديم . او را دنبال كرديم خيلى آرام از صخرهها بالا مىرفت . احساس مىكرديم كه او را گرفتهايم . اما او يكباره خود را به داخل دره پرتاب نمود . به بالاى صخره كه رفتيم هرچه خيره شديم اثرى از او نيافتيم . اينكه گرازها در اين منطقه قادرند از ارتفاعهايى چنين بلند خود را به پايين بيفكنند بسيار مايهء تعجب و حيرت بود . اين بار نيز كردهاى بجنوردى يك دفعه دست به تفنگها بردند . ياور را ديدم كه در حالى كه اسب را به تاخت واداشته بود تا 45 مترى اطراف گراز را به گلوله بسته بود . سرانجام توانستم به آنها بفهمانم كه شليك نكنند و از شمشيرهايشان استفاده كنند . از چهرههايشان پيدا بود كه آنها دل و جرأت اين كار را ندارند كه از فاصلهاى نزديك با حيوان روبرو شوند . در عوض تركمنهاى ساريك همراه ما از اين امر استقبال كرده و دست به كار شدند . به نظر مىرسيد كه در مقام مقايسه از كردها شجاعتر باشند . آنها شروع كردند به پس زدن علفها و باز كردن راه و در نزديك شدن به نقاط خطرناك پيشتاز شدند .
بهرحال هر وقت كه با خطرى مواجه مىشديم اين تركمنها بودند كه خود را پيش انداخته و به استقبال آن مىرفتند نه كردها .
بعد از اينكه از درهء پشن خارج شديم از يك سراشيبى تند بالا رفتيم و به بالاى رشتهاى ديگر در ارتفاع 1500 مترى رسيديم بعد از عبور از آن از طرف ديگر دامنه آن سرازير شديم تا 600 متر از ارتفاع ما كاسته شد و به يانچشمه « 1 » درآمديم . در اينجا درهء پر از توتهاى سياه رسيده بود و ما مقدار زيادى از آن خورديم .
اين رشتهها با يكديگر موازى بودند ، و از غرب به شمال و از شرق به جنوب كشيده مىشدند . زمين اين ناحيه شيب ملايمى به سمت غرب داشت . زمينها لخت و عارى از درخت و به رنگ قهوهاى بود . مىشد روى آن به هر سمتى سواره رفت . بالاى تپهها از علفهايى خشك و كوتاه پوشيده شده بود و دامنهها و درههاى آنها پر از بوتهها و درختان
هامش
( 1 ) - يانچشمه دهى از دهستان مانهء شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 .