در اين گردنه ، رشتهكوه آلاداغ خاتمه يافته و رشتهكوه كورخود « 1 » شروع شده و به سمت شرق ادامه مىيافت و بر ارتفاع آن افزوده مىگرديد . در ابتدا تپهها عارى از هرگونه درختى بود ، اما بتدريج درختان سرو به چشم خوردند ، تا اينكه در چمن بيد اين درختان بطور انبوه و كنار يكديگر روئيده بودند ، مىگفتند كه در اين ناحيه بز كوهى بوفور يافت مىشود .
من هم در جستجوى آن بعد از ظهر را به گشتن در ميان انبوه درختان و در شكافهاى صخرههاى رشتهء كورخود پرداختم كه چيزى نيافتم مگر چند گوزن جوان . از بالا به سمت چپ نگاه كردم چيزى جز يك دشت وسيع و هموار در ديد نبود .
روز بعد با پيمودن 13 ميل به رابط قرهبيل « 2 » كه ده كوچكى بود و كلا 10 خانوار در آن زندگى مىكردند ، رسيديم . اين ده در كنار ويرانههاى رباطى سنگى بنا شده بود . از كنارهء راست دشت كه لخت و عور بود عبور كرديم و تنها چيزى كه در راه به چشم ما خورد يك هوبرهء بزرگ بود .
بعد از ظهر مجددا به جستجوى بز كوهى پرداختم كه چيزى نيافتم . راهنماى محلى ما مىگفت كه همين چند وقت پيش سه شب را در اين ناحيه در جستجوى بز كوهى گذرانده و كلا موفق شده تا 4 شكار را بزند و براى مصرف زمستان خانوادهاش به دهكده ببرد . اثرى از صخرهها و ناهموارىهايى كه در رشتهء كورخود شاهد بوديم نبود و مىتوانستيم به راحتى به اطراف برانيم .
مسير بعدى ما كه 17 ميل به سمت غرب و از منطقهاى خشك عبور مىكرد ما را به دهكدهء دشت « 3 » در ابتداى گردنهء گرگان رسانيد . اين تقريبا آخرين سفر ما در يك سرزمين خشك بود . در اينجا 50 خانوار ترك قندرى « 4 » سكونت داشتند و مواد غذايى به وفور يافت مىشد . اين پنجاه خانوار يك گارد متشكل از 25 سوار را تدارك ديده بودند كه آنان را به مراقبت از راههايى كه تركمنهاى يموت از طريق آنها كوههاى قرهتيكان در شمال را
هامش
( 1 ) -Kurkhud.
( 2 ) - در لغتنامهء دهخدا رباط قرابل ضبط شده كه به نقل از ترجمهء سفرنامهء مازندران و استرآباد ( رابينو ) چنين آورده است : رباط قرابل در 52 ميلى بجنورد بين راه گرگان به استرآباد است . در مطلع الشمس رباط قرهبيل آمده است . در فرهنگ آباديهاى كشور جلد 21 ، دهكدهاى جزء دهستان ميانكوهسارات شهرستان بجنورد است .
( 3 ) - دشت دهى از دهستان ميانكوهستارات شهرستان بجنورد است . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .
( 4 ) -Gandar