بخش سيزدهم بجنورد
دوم اكتبر سال 1894 م . به بجنورد رسيديم . راه ما از روى تپههايى كوتاه به طرف جنوب غرب گرمخان « 1 » پيش مىرفت . تا اينكه به رودخانه بجنورد رسيدم . در اينجا رود 3 متر عرض و 60 سانتيمتر عمق داشت . دنبال اين رود را گرفتيم و از ميان تپهها عبور كرديم تا به بجنورد رسيديم . هنگام شروع حركت بارش باران نشانه فرا رسيدن زمستان بود آغاز شد ، و ما را خيس كرد . دو ميل به شهر مانده ، سرهنگ سلطان قلى خان حاكم گرگان با تعداد شصت قزاق كرد بجنوردى ، يك درشكهء چهاراسبه و يك اسب يدك براى خوشامدگويى به ما ايستاده بود . سهام الدوله تعدادى از كردهاى طايقهء خويش را انتخاب و آنان را به رسم و تقليد از روسها تربيت كرده ، و لباس پوشانده و آنان را قزاق ناميده بود . اينان كه لباسى همانند قزاقان به تن داشتند ، تفنگهاى بردن « 2 » بر دوش مىگرفتند و اسبهايى از نژاد تركمن گوكلان را كه جثههايى كوچك داشتند سوار مىشدند . سلطان يا ريسالدار با لباس و حمايل نشانهاى روسى هيبت بسيار داشت .
سهام الدوله محبت كرده و خانهء خود را كه درون باغ بزرگ و زيباى وى قرار داشت براى پذيرايى از ما آماده كرده بود . اما چادرهاى ما از قبل در چمنى واقع در شمال اين باغ برپا شده بود و براى اينكه به ساير افراد نزديك باشم ترجيح دادم تا در همان چادرها مستقر شوم .
هامش
( 1 ) - دهكدهاى است از دهستان گرمخان شهرستان بجنورد . فرهنگ آباديهاى كشور ، جلد 21 .
( 2 ) -Barden.