تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
يا ديوارى آنها را احاطه كرده باشد . آنچه ديده مىشد فقط چند خانهء سفيد يك طبقهء دراز بود بدون اينكه ايوان يا حياطى داشته باشد و همچنين يك خانهء بزرگ با نماى قرمز ، دو يا سه خانهء كوچكتر ، يك اصطبل براى اسبها و دو يا سه چادر نمدى تركمن . مىگفتند كه اين دهكده بسيار كم‌آب است و كشت و زرعى در آن نمىشود ، فقط چند خانوار كشاورز روس كه به آنان موژيك « 1 » مىگفتند ، در اينجا ساكن بودند . اينان مردمى دامدار بودند ، نه كشاورز ، يك نفر ترك نيز به مغازه‌دارى مشغول بود ، چند تركمن چيگيتز « 2 » نيز در آنجا زندگى مىكردند . در اين ده هيچيك از ما يحتاج زندگى يافت نمىشد و اين مردم آنچه را كه لازم داشتند از دهكده‌هاى مجاور ايرانى فراهم مىكردند . مردم دو كشور در اين منطقه رابطهء بسيار نزديك و دوستانه‌اى با هم داشتند . حتى ساكنان دهكده‌هاى ايرانى از اينكه مردم خيرآباد روس در وضعيت دشوارى هستند براى آنان متأسفند و از اين بابت خوشحال و راضى نيستند . اختلاف دما در تابستان بين دو محل عشق‌آباد و خيرآباد بسيار زياد بايد باشد . چون ارتفاع عشق‌آباد 240 متر بود حال آنكه دستگاه من ارتفاع خيرآباد را 2040 نشان مىداد . اواخر سپتامبر بود و هوا هم سرد به نظر مىرسيد . در ساعت 10 صبح دما 17 درجه سانتىگراد ، 4 بعد از ظهر 16 درجه سانتىگراد و 9 شب 7 درجه سانتىگراد بود . از خيرآباد به بعد راه ما به سمت جنوب و به سوى ينگه‌قلعه « 3 » مركز قوش‌خانهء قوچان مىافتاد . 270 متر ديگر پايين آمديم تا به ابتداى دشتى كه در آن دهكدهء زيدر « 4 » قرار داشت رسيديم . خان جوان دهكده بسيار گرم از ما استقبال كرد . از ما خواست تا توقفى كرده و صبحانه را با وى صرف كنيم كه متأسفانه نتوانستيم قبول كنيم . كمى در مورد شكار در اين ناحيه صحبت كرديم . خان مىگفت كه شكار در اين ناحيه بسيار اندك و تقريبا كمياب است . در خيرآباد مقدار زيادى شاخ بز كوهى ديدم كه بعضى از آنها نيز از نوع عالى بود . به نظر مىرسيد كه اين شكار در حوالى اين ناحيه بوفور يافت مىگرديد ، فقط در عرض فاصله‌اى كوتاه خصوصيات محلى بسيار تغيير كرده بود . به نحوى كه اصلا اينجا با خيرآباد قابل مقايسه نبود . به جاى دامنهء با شيب تند و صخره‌اى و جنگل‌هاى انبوه شرق سرانى به زمينى باز و بدون درخت و مستعد براى كشاورزى برخورديم . راه ما از چنين سرزمينى با اين خصوصيات مىگذشت . 390 متر ديگر از ارتفاع ما كاسته شد تا اينكه به ينگه‌قلعه رسيديم . در اينجا حاكم قوش‌خانه با من ديدار كرد . مردى
هامش
( 1 ) -Moujiks. ( 2 ) -Jigits. ( 3 ) - ينگه‌قلعه دهى است از دهستان قوشخانهء شهرستان قوچان ، فرهنگ آبادىهاى كشور . جلد 21 . ( 4 ) - زيدر دهى است از دهستان قوشخانهء شهرستان قوچان . مأخذ فوق .