400 خانوار در آن ساكن بودند . دستههاى زيادى از كبوترهاى چاهى به چشم مىخورد و از پرندگان ديگر خبرى نبود . دوازده ميل آنطرفتر به ميلانلو « 1 » رسيديم كه هواى آن بسيار عالى و فضاى آن نيز پر از سبزى و زيبايى بود .
بلوك جيرستان كه ما الآن در آن بوديم . 15 دهكده را شامل مىشد و جمعا 400 خانوار كرد در آن زندگى مىكردند ، تمام اين دهكدهها با درختان بيد ، گردو ، زردآلو و بخصوص گلابى احاطه شده بود .
يكى دو ميل مانده به ميلانلو به محلى بنام چىورمه « 2 » رسيديم . چىورمه دهكدهء كوچكى بود كه حدود 40 خانوار رانده شده از فيروزه در آن زندگى مىكردند . فيروزه يك دهكدهء مرزى متعلق به ايران بوده كه طبق توافقنامهاى دولت ايران آن را با دهكدهء ديگرى واقع در مرز قفقاز معاوضه كرده بود « 3 » . دولت روس اين دهكده را به منظور فراهم نمودن امكانات درمانى و رفاهى ناحيه عشقآباد بسيار خواستار بود . از شرايط آمده در اين توافقنامه اين بود كه سكنهء ايران بايد اين دهكده را تخليه كنند و روسها نيز بعد از تصاحب آن لازم است افرادى غير تركمن را در آن مستقر سازند . مردم اخراجشده از اين دهكده بسيار معترض و گلهمند بودند . آنها مىگفتند كه فيروزه يك بهشت كوچك خاكى بود .
ما با اين مردم كه مجبور به ترك خانههاى خود شدند احساس همدردى مىكنيم ، اما روسهاى ساكن عشقآباد نيز كه در حال تلف شدن و از بين رفن بودند به چنين احساس همدردى نياز داشتند . تنها راه چاره اين بود كه دهاتىهاى ساكن فيروزه به نفع قدرت مسلم در اين منطقه از منافع خود چشم بپوشند . دولت ايران سعى كرد تا به نحوى يكسان و برابر زيان وارده به اين مردم را جبران كند اما به نظر مىرسد كه اين اقدامات در حدى نبوده است كه رضايت آنها را جلب كند . شاه دستور داد تا به هر خانوادهء اخراجى ده تومان ( 2 پوند ) نقد ، 2 خروار جنس معادل ( 1298 پوند ) بپردازند و تا آنجا كه من مىدانم اين كار هم انجام شد اما باز رضايت مردم حاصل نشده است .
از ميلانلو راهى مستقيم و قديمى به عشقآباد وجود داشت . به مردم زيادى از اهالى شيروان برخورديم كه مرغ و تخممرغ را براى فروش به عشقآباد مىبردند . هيچيك از آنها رواديد نداشتند اما مقامات مرزى روس چون به نفعشان بود به آنها اجازه مىدادند تا با
هامش
( 1 ) - ميلانلو دهى است از دهستان جيرستان شهرستان قوچان . فرهنگهاى آباديهاى كشور . جلد 21 .
( 2 ) -Churma- اين دهكده در محل بدين صورت ( چى - ور - مه ) با سه سيلاب خوانده مىشود كه دهى است از دهستان جيرستان . در فرهنگهاى جغرافيائى هم به صورت چورمه آمده است كه متاسفانه ضبط آن درست نيست .
( 3 ) - اين نظر مؤلف هم صحيح نيست . فيروزه را كه گرفتند هيچ ، از قفقاز نيز چيزى به ايران ندادند .