فرزندش در اثر ابتلاء به و با مرده بودند به تنهايى روزگار مىگذرانيد . به نظر مىرسيد كه روسها خيلى ديربهدير به درگز مىآيند . بيگلربيگى مىگفت با اينكه ايستگاه راهآهن روسها در يكى دو ميلى لطفآباد است اما او هنوز آن را نديده است .
محمدآباد به نظر مىرسيد كه داراى استحكامات خوبى بوده و در برابر هجوم و حملات تا حدى مقاوم بوده است . در بيرون شهر بقاياى ديوار و خندقى قديمى به چشم مىخورد . درون اين حصار شهر فعلى با ديوارها و دروازههايش قرار گرفته بود . در مركز شهر نيز ارك يا محل زندگى بيگلربيگى و خانوادهاش برپا بود .
زمامداران درگز تركنژادند و از زمان به قدرت رسيدنشان مدت زيادى نمىگذرد .
اولين حاكم درگز بابا خان نام داشته كه يكى از خانهاى كماهميت قارشى در بخارا بوده است . او همراه با چندصد خانوار از طايفهاش چاپشلو به خراسان كوچ كرد و از طرف حاكم ابيورد زمينهايى در درگز در اختيار آنان قرار داده شد .
بابا خان مورد علاقهء نادر قرار گرفت و در تمام جنگها وى را همراهى كرد . بپاس خدمات ارزندهاش نادر شاه او را به حكومت هرات گماشت و بعد هم توانست حكومت چند ناحيه ديگر را بدست گيرد . بابا خان در شورشى كه در بخارا صورت گرفت به قتل رسيد .
برادرزادهاش بهبود خان كه يكى از فرماندهان لشكر نادر در بخارا بود به حكومت ابيورد گماشته شد . اما وى نيز بدست يك تركمن به قتل رسيد . بعد از او پسرش آقا محمد خان قدرت را بدست گرفته و درگز را به تصرف خود درآورد . در حال حاضر فرزندان وى حكومت را در اين ناحيه در دست دارند . اين خانواده در اوايل قرن حاضر از قدرت زيادى برخوردار بودند ، در همان اوقات بود كه بيگلر خان چاپشلو قدرت را در دست داشته و لياقت خود را به ثبوت رسانده بود .
عباسقلى خان كه قدرت را در درگز بدست گرفته بود به بيگلربيگى مرو گماشته شد . وى همراه با 150 سوار براى اعمال اين قدرت تفويضشده در سال 1852 به سوى مرو روى نهاد . اما سال به پايان نرسيده بود كه توسط محمد امين خان ، خان خوارزم در محاصره قرار گرفت ، در طول اين درگيرى عباسقلى خان درگذشت .
محمد عليخان كه هماكنون مهماندار من بود هنوز هم از طرف مردم بيگربيگى خطاب مىگرديد . هرچند كه در سال 1893 م . شاه عنوان منصور الملك را به وى اعطا كرده بود . او به سال 1897 م . از قدرت خلع شد و برادرش قره خان آقا حاكم لطفآباد ادارهء امور تحت نظر وى را بر عهده گرفت .
محمدآباد از نظر دادوستد و بازرگانى رونقى نداشت و توجه مرا به خود جلب نكرد .
فقط در نيمى از خيابان اصلى كه دروازهء جنوبى و شمالى شهر را بهم وصل مىكرد
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 152
مساهمون: چارلز ادوارد ييت
ص١٥٢