تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
مىچكيد در عرض راه و از جلوى بينى اسب‌ها عبور دادند . داخل دهكده وارد شديم ، مردم همگى به زبان تركى صحبت مىكردند . غروب كه شد خان به همراه چند تن ديگر براى شام به ديدار ما آمد . از آنجا كه نمىتوانست غذا را پشت ميز صرف كند . به رسم معمول ايرانيان سفره‌اى انداخته شد و خان و ملابخش و چند تن از منشىهاى هندى و تنى چند از ديگر كاركنان بر سر آن نشستند . در اين حين همراهان خان در چادر ديگر شام را به تنهايى خوردند . در هفتم سپتامبر 1894 م . به محمدآباد « 1 » مركز درگز رسيديم . راه ما بين دو رديف تپه‌هاى نسبتا كوتاه قرار گرفته بود و به مركز دشت درگز كه به تركى به آن قرخ‌قز « 2 » معادل چهل‌دختر در فارسى مىگفتند منتهى مىشد . در مورد نام چهل‌دختران همان داستان قديمى را كه در نقاط ديگر ايران نيز برايم گفته بودند شنيدم : چهل تا دختر براى گردش از دهكده خارج شدند . گروهى از راهزنان به آنها حمله‌ور شدند ، در همين موقع تپه‌اى كه دختران در كنار آن بودند دهان باز كرده و آنها را در خود جاى داد . بسيار جالب است كه چه در ايران و چه در افغانستان هميشه در اين افسانه چهل‌دختر نقش آخرين هستند . اين قطعه از راه بسيار سرسبز و زيبا بود . آب روان و زلالى در آن جريان داشت كه چند آسياب آبى را به راه مىانداخت . از اينجا باغها و تاكستان‌ها شروع مىشد و تا خود محمدآباد ادامه مىيافت . دو ميل مانده به درگز بيگلربيگى يا حاكم درگز ، ميرپنج محمد على خان « 3 » با پسر ، برادر و برادرزاده‌اش ، كارگزار و تعداد چهل يا پنجاه سوار در انتظار ما ايستاده بودند . حاكم بر اسبى بسيار خوش‌هيكل كه يك رگ آن به نژاد عربى مىرسيد سوار بود . حاكم از اينكه شمار اسبها در اين ناحيه رو به كاهش نهاده بود بسيار ناراحت به نظر مىرسيد . مىگفت : در گذشته با وجود اينكه هميشه مورد هجوم و حمله بوديم تعداد ماديان‌ها خيلى بيشتر بود . آنموقع فقط 1000 سوار در خدمت خودم داشتم حال آنكه الآن يك دهم آن را هم ندارم . افرادى كه خان را همراهى مىكردند بيرون از چادر به انتظار
هامش
( 1 ) - محمدآباد مركز شهرستان درگز و درگز يكى از شهرستانهاى استان خراسان است . ( 2 ) -Kirkhkiz( 3 ) - محمد على خان برادر اللهيار خان و پسر سليمانخان درگزى و در سال 1893 م . لقب منصور الملك يافت اين خانواده سالها بر درگز حكومت ميكردند و از طايفه چاپشلو و ترك‌نژاد بودند و از آذربايجان به خراسان كوج داده شده بودند . خاوران گوهر ناشناخته ص 352 تا 392 ، نوشته ابو الفضل قاسمى و ص 116 جلد اول كتاب ايلات و طوايف درگز نوشته سيد على ميرنيا .