تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
آنطرف‌تر با حاجى على مأمور انگليسى ساكن درگز ديدار كرديم . در اين قطعه از راه تقريبا 300 متر از ارتفاع ما كاسته شد و در نتيجه به دماى هوا نيز افزوده گرديد . دماسنج دماى هوا را در ساعت 4 بعد از ظهر در سايه 31 درجه سانتىگراد نشان مىداد . شمس خان بر كنار رود رودبار قرار گرفته بود و مانند لائين از كوههاى هزارمسجد سرچشمه مىگرفت و دست‌نخورده به قلمرو روسيه مىرفت . ساكنان شمس خان بطور كلى از دست زدن به اين آب و استفاده از آن منع شده بودند . آنها حتى آب مصرفى خود را هم از چشمه‌سارى كوچك تأمين مىكردند . كدخدايان و ريش‌سفيدان اين دهات فريادشان بلند بود ، از اينكه روسيه حق آنها را گرفته و نمىگذارد از آب خودشان استفاده كنند . با مقايسه وضعيت اين ناحيه با آنچه در سابق بود و امنيتى كه دولت روسيه نه تنها در قلمرو خود بلكه در اين منطقه هم برقرار كرده است ، مىتوان گفت اين آب براى روس‌ها ضرورىتر است و لازم است كه مردم محلى از آن چشم پوشيده و آن را در اختيار قدرت مركزى و اصلى قرار دهند . در رودخانه رودبار چند ماهى كوچك صيد كردم و همينطور نيز تعدادى مرغابى . البته مرغابىهاى را مديون يك جفت عقابى بودم كه آنها را دنبال و خسته كرده بودند . با حركت بعدى به درگز رسيديم . در كنار يك دهكدهء بزرگ كه نزديك به 400 خانوار ترك و كرد در آن زندگى مىكردند اردو زديم . اين دهكده چاپش‌لو « 1 » نام داشت . كدخداى دهكده جوانى بود بنام كردو خان يكى از برادرزادگان بيگلربيگى درگز . او همراه با دوازده سوار در بيرون از دهكده به استقبال آمد و ما را تا درون دهكده همراهى كرد . تمامى مردم دهكده از خانه بدرآمده و به تماشاى ما ايستاده بودند . مراسم پذيرايى و نحوهء پذيرش مهمان در اين دهكده بسيار زياد به آنچه كه در سيستان ديده بوديم شبيه بود . در ابتدا مردى كه در دست يك سينى پر از انگور داشت پيش آمد . سپس شخص ديگرى ظرفى از آتش را كه اسپند در آن ريخته بود پيش آورد و در برابر ما بر زمين نهاد . تنها تفاوت در اين بود كه در سيستان يك پيرزن اين كار را انجام مىداد . من نمىدانم منشأ پيدايش اين رسم يعنى دود كردن اسپند چه بوده است . فقط مىدانم كه مردم اين كار را براى رفع چشم‌زخم انجام مىدهند . در نزديكى دهكده گوسفندى را پيش آوردند و در جلوى ما سر بريدند و خون آن را بر زمين ريختند . سپس سر گوسفند را در حالى كه خونش بر زمين
هامش
- اين دهكده در محل شمسى خان گفته مىشود . ص 152 كتاب ايلات و طوايف درگز ، نوشته سيد على ميرنيا . ( 1 ) - چاپشلو مركز يكى از دهستانهاى شهرستان درگز است . فرهنگ آبادىهاى كشور جلد 21 .
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 149 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )