تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
خوبى جمع مىگرديد ، به اندازه‌اى كه شايد زندگى اين شاهزاده ساختگى را در باقى سال تأمين مىكرد ، تعدادى از پادوهاى والى با كت مخمل براى شكوه بيشتر مراسم ، شاهزاده را همراهى مىكردند . صبح روز عيد در محل قربانگاه و در برابر انبوه جمعيت شتر بدست شاهزاده قربانى مىگرديد . مردم بلافاصله هجوم آورده و هريك خواستار تكه‌اى از گوشت قربانى مىشدند . چند هزار نفر از مردم در حالى كه هركدام تكه‌اى از گوشت قربانى را در دست داشتند به سوى ارك شهر از برابر كنسولگرى عبور مىكردند . به من گفته شد كه هركس سر شتر قربانى را صاحب شده و به والى نشان دهد اولين پاداش تعيين‌شده را دريافت خواهد كرد . در عين حال به كسانى كه دست و يا پاى شتر را نشان مىدادند نيز مبلغى تعلق مىگرفت . به محض اينكه مردم به ارك شهر وارد مىشدند مراسم سلام عيد قربان با شليك توپ آغاز مىگرديد . روز خنكى بود و دماسنج داخل كنسولگرى 22 درجه سانتىگراد را نشان مىداد . فكر مىكنم كه در تمام طول اين ماه دماى هوا 24 درجه سانتىگراد تجاوز نكرد . ميوه‌ها كم‌كم مىرسيد و در اواخر ماه ژوئن محصول باغها زردآلو ، گيلاس و آلو بود كه در بازار به وفور يافت مىشد . با شروع ماه ژوئيه محرم نيز فرارسيد . در اين ماه شيعيان به سوگ حسين و حسن ( ع ) مىنشينند ، ايرانيان عزادارى در اين ماه را از واجبات مسلم مذهب خود مىدانند ، به مدت ده شبانه‌روز مراسم سوگوارى برپا بود و تمامى شهر به حالت تعطيل درآمد . در برپايى اين مراسم مردم در معابر شهر تجمع مىكردند و بطور كلى تمام خيابان‌هاى باريك شهر مسدود مىشد و عبور و مرور براى خارجيان مشكل و تا حدى نيز خطرناك مىگرديد . اعضاى كنسولگرى روس در اين ماه شهر را ترك گفته و به نواحى اطراف آن مىرفتند . در مناطق غير روستايى ايران تعصبات مذهبى مردم بيشتر است و نبايد نسبت به آن بىتوجه بود . اكثرا در شهرهاست كه تظاهرات عمده و زد و خوردهاى اعتراض‌آميز روى مىدهد . برپاكنندگان اصلى آن نيز طلاب علوم دينى ساكن در شهرهايند . بدين‌ترتيب اعضاء هر دو كنسولگرى ترجيح مىدادند كه از شهر خارج شوند . من شخصا دليلى براى اين كار نيافتم و در خانه ماندم همه چيز به آرامى مىگذشت و كوچكترين حركتى از مردم دال بر ضديت و نفرت از اروپائيان سر نزد . دستجات زنجيرزنى در صفوف باريكى متشكل از دو يا سه رديف كه در هركدام بيست تا سى جوان زنجير مىزدند به راه افتادند . در پشت آنها جمعيت زيادى از مردم به راه افتاده ، نوحه ميخواندند و سينه مىزدند . آنان به نحوى هماهنگ دست راست خود را بلند