بخش دهم تابستان در مشهد
وقتى به مشهد رسيديم تمام شهر را شورش و آشوب فرا گرفته بود . جماعتى از مردم به خيابان ريخته و به مغازهء يك دندانساز ارمنى كه متهم به ساختن عرق و فروش آن بود حملهور شدند و مغازه را با آنچه در آن بود ويران كردند . بعد از آنكه كمى از خشم آنها كاسته و عصبانيتشان فروكش كرده به حركت درآمده و در مخالفت با حكومت محلى نسبت به گرانى نان فرياد اعتراض برآوردند . اين شورش زياد طول نكشيد و به زودى سركوب شد .
در تمام طول اين واقعه هيچگونه حركت اعتراضآميز و يا رفتارى دال بر ضديت با اروپائيان مقيم مشهد از مردم سر نزد ، و خوشبختانه همهچيز به خوبى و بىدردسر پايان يافت .
چند روز به عيد پاك مانده بود . در انتظار مهمانىهايى بودم كه به اين مناسبت در كنسولگرى روس برپا مىشد و قبلا وصفش را شنيده بودم . روز عيد پاك هركس جشنى مىگيرد و دوستان خود را دعوت مىكند . براى ديدار سركنسول روس به محل كنسولگرى اين كشور در مشهد رفتم . خانم كنسول تخم مرغها را به طرز زيبايى براى مراسم عيد پاك رنگ كرده بود ، رنگ كردن تخم مرغ يكى از رسوم اين عيد است كه در كشورهاى ديگر بندرت مىتوان شاهد انجام آن بود .
در ايران رسم است كه سركنسول هر كشور در زادروز سران كشورهاى متبوع خويش ضيافتهايى رسمى ترتيب مىدهد و از رجال و بزرگان شهر و كنسولهاى كشورهاى ديگر براى شركت در آن دعوت مىكند .
بيست و چهارم ماه مه روز تولد ملكه « 1 » بود . بدين مناسبت مراسمى در كنسولگرى بريتانيا در مشهد ترتيب داديم كه از ساعت 8 صبح آغاز گرديد . اولين گروه از مهمانانى كه
هامش
( 1 ) - مقصود ويكتوريا ملكهء انگلستان است ( 1819 - 1901 م . )