تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣
انجام هرگونه كار و فعاليتى متوقف مىشود و ممكن نيست كه كسى بتواند در اين ماه كارى انجام دهد . در مشهد دو توپ را در ميدان شهر مستقر ساخته‌اند كه بلافاصله قبل از طلوع آفتاب و بعد از غروب در تمامى اين ماه شليك مىشود . نزديك‌هاى غروب چپق و قليان و شربت خنك مهياست و شخص روزه‌دار در انتظار غروب است . بعد از شروع افطار تا دم صبح كار و زندگى وى همين است . خوردن ، آشاميدن ، پك زدن چپق . در موقع افطار در اطراف مرقد امام رضا غلغله مىشود . در طول اين ماه تمام مقررات موضوعهء امنيتى براى منع رفت‌وآمد شبانه كه در ديگر ماه‌هاى سال برقرار است ملغى مىشود . نزديكهاى سحر يك غذاى مفصل ديگر نيز صرف شده و تا وقتى كه توپهاى سحر شليك نشده‌اند كسى به فكر خواب نيست . نتيجه اينكه تا قبل از ظهر نمىتوان كسى را در كوچه پس‌كوچه‌هاى شهر ديد . به طرف عصر مردم كم‌كم از خواب بيدار مىشوند . بعضىها هم كه از خوابيدن سير نشده‌اند به استراحت و گذراندن وقت سپرى مىكنند تا اينكه شب فرارسد . بهرحال از اينكه چنين اوقاتى را از نايب سلب كردم و آرامش وى را بر هم زدم خيلى متأسف شدم . « 1 » نايب وقتى به من رسيد كلاه آستراخانى ساخت ايران خود را به نشانهء احترام از سر برگرفت . اين‌گونه اداى احترام كم‌كم دارد در خراسان باب مىشود و اين نشان مىدهد كه چگونه آداب و رسوم روسها در بين اين مردم به سرعت شايع مىگردد . ديده‌ام ايرانيانى كه در نزديكى مرز روسيه زندگى مىكنند در مقايسه با هنديان از لحاظ آداب معاشرت بسيار اروپائىتر مىنمايند ، بخصوص در ناحيهء مرزى خراسان مردم با آنطرف مرز و با قفقاز ارتباط دارند و با مردم آن نواحى در لباس پوشيدن و نحوهء زندگى بسيار تشابه و يكنواختى دارند . بعد از ظهر براى قدم زدن و ديدار از مزار يا مرقدى كه در جنوب غربى دهكده وجود داشت به راه افتاديم . مزار شريف در ايوان جلويى قرار گرفته و طاقى قوس‌دار بر آن سايه انداخته بود . هنوز قسمتى از سفال‌ها و موزائيك‌هايى كه زمانى آن را مىپوشانيد بجا مانده بود . پشت اين ايوان مسجد جالبى قرار داشت ، متأسفانه چنين بناى كهنى در حال ويرانى و نابودى بود . در داخل مسجد تعدادى هراتى نشسته بودند كه كمى با آنها صحبت كردم . آنها همگى ادعا مىكردند كه به زور از افغانستان بيرون رانده شده‌اند . احتمالا آنان از چريك‌هاى ايوب خان و يا دودمان شير على « 2 » بودند و علت تبعيدشان نيز همين مىتوانست
هامش
( 1 ) - البته اين نظر نويسندهء كتاب و برداشت اوست كه با ديدى بد معتقدات مردم اين كشور را ارزيابى مىكند ، و گرنه مردم اين مملكت در ماه مبارك رمضان به كار و فعاليت خود نيز ادامه مىداده‌اند و خواهند داد . م . ( 2 ) - مقصود شير على خان سومين امير از خاندان بار كزائى افغانستان است كه در سال 1296 ه . ق . -
خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 123 | چارلز ادوارد ييت / مهرداد رهبرى / قدرت الله روشنى ( زعفرانلو )