تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خراسان و سيستان ( سفرنامه كلنل ييت به ايران و افغانستان ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
باشد . زمانى كه با آنها خداحافظى كردم عمامه از سر باز كرده و دعا نمودند كه هرچه زودتر هرات بدست انگليسيان مسخر گردد تا آنان بتوانند به خانه و كاشانهء خود بازگردند . محال است كسى در مرز ايران و افغانستان سفر كند و داستانهاى عجيب و غريب در مورد سياسيت‌هاى نزديك دول انگليس و روس در منطقه نشنود . گاهى اوقات در اين داستانها زيركى خاصى نهفته است و تعجب‌آور است كه چگونه مردم توانسته‌اند اين قصه‌ها را از خود درآورند . به هر طرف كه مىرويد مردم در حال بافتن اين چرنديات و پچ‌پچ كردن هستند . مثلا از قول يك ملا مىگفتند كه تازگى يكى از مشاورين امير در هرات اعلام داشته است كه امير ، قندهار و هرات را به انگليسيان داد و آنها نيز در عوض پيشاور و لاهور را در اختيارش گذاشته‌اند ، به زودى انگليسيان به هرات وارد خواهد شد و با هيچگونه مقاومتى از جانب افغانها مواجه نخواهد گرديد . مردم به اين ملا اعتقاد عجيبى داشتند و اصلا نمىشد به آنها فهماند كه كل اين صحبت‌ها بىاساس است ، داستانهاى عجيب و غريبى نيز در مورد روسها بر سر زبان بود . از تايباد در مسيرى هموار و باز به راه افتاديم تا اينكه به محلى به نام رضا رسيديم . در اينجا دو دهكده وجود داشت يكى بنام مشهد و ديگرى رضا كه به هر دوى آنها سر هم مشهدرضا « 1 » مىگفتند . در انيجا مقبرهء شاهزاده قاسم از نوادگان ابو بكر قرار داشت كه به قول عموم بدست كافرى در اين ناحيه به قتل رسيده است . بعد از ظهر براى ديدن اين زيارتگاه بيرون شدم . مقبره در فضايى محصور و پر از درختان كاج در كنار مسجدى قرار گرفته بود . در آنجا فقط يك فقير قندهارى زندگى مىكرد كه ظاهرى ژوليده و نامرتب داشت . او تمام افغانستان را گشته و در برف‌هاى تركستان نيز انگشت بزرگ پاى خود را از دست داده بود فاصلهء بين دو دهكدهء مشهد و رضا بسيار سرسبز و پر از گل‌هاى خوشبو بود . البته وجود منظره‌اى با اينهمه زيبايى و لطافت در اين ناحيهء دورافتاده خود فرصت مغتنم و گرانبهايى بود براى مشاهده و لذت بردن از زيبائىهاى طبيعت . شهرنو « 2 » دهكده‌اى بود كه 200 خانوار در آن زندگى مىكردند . نواحى اصلى منطقهء باخرز در پشت اين دهكده قرار گرفته بود . يك نماينده از طرف حاكم در دو ميلى دهكده به
هامش
- توسط دولت انگليس خلع گرديد ( ص 952 ، فرهنگ معين ، بخش اعلام ) و جايش را به امير عبد الرحمن خان داد . مؤلف كتاب مأموريت خود را در زمان امير عبد الرحمن خان انجام داده و تعيين مرز افغانستان و روسيه كه شرح آن در صفحات قبلى كتاب مفصل آمده است با وى بوده است . ( 1 ) - امروز مشهدريزه گفته مىشود كه جزء دهستان ميان ولايت شهرستان باخرز است . فرهنگ آبادىهاى كشور . جلد 21 . ( 2 ) - شهرنو جزء دهستان ، بالا ولايت شهرستان باخزر است . ماخذ فوق .